چرا حساب تریدرها کال می شود؟


استیمنت معامله‌گر

آشنایی با معاملات مارجین؛ سودده اما پر ریسک!

همان طور که می‌دانید روش‌های مختلفی برای ترید ارزهای دیجیتال وجود دارد. احتمالاً اصطلاحاتی همچون معاملات Long، Short، مارجین و فیوچرز را شنیده‌اید. همه این اصطلاحات بر یک مفهوم اساسی یعنی معاملات اهرم دار متکی هستند، اما روش‌ آن‌ها با یکدیگر تفاوت دارد. در این مقاله از پول نو با ما همراه باشید تا ببینیم معامله مارجین (margin trading) چیست و چگونه کار می‌کند؟

کارکرد مارجین چندان پیچیده نیست. نوسانات بازار کریپتو این امکان را برای معامله‌گران ارز دیجیتال فراهم می‌کند تا از طریق معاملات مارجین، هم از صعود و هم از ریزش بازار سود کسب کنند.

در امور مالی، مارجین وثیقه‌ای است که سرمایه‌گذار باید نزد کارگزار یا صرافی سپرده‌گذاری کند تا بتواند از وی وام دریافت کند. به این ترتیب، مارجین پولی است که از یک کارگزار برای انجام یک سرمایه‌گذاری قرض گرفته می‌شود و تفاوت بین ارزش کل سرمایه‌گذاری و مبلغ وام است. البته مارجین معانی دیگری هم در بازارهای کسب‌وکار دارد که در اینجا قصد ورود به آن‌ها را نداریم. پیش از ادامه بهتر است با مفهوم ترید بیشتر آشنا شویم. پس مقاله «ترید چیست؟ تریدر کیست؟ + نکات مهم قبل از شروع تریدینگ!» را از دست ندهید.

معاملات مارجین چه هستند؟

معاملات مارجین چه هستند؟

اگر تا به حال در مورد نحوه عملکرد معاملات مارجین جستجو کرده باشید، احتمالاً با اصطلاحاتی مانند اهرم، لیکویید شدن، کال مارجین، لانگ و شورتینگ و غیره مواجه شده‌اید.

اصول اولیه معاملات مارجین نسبتاً ساده است. بنابراین، ما هم سعی می‌کنیم آن را ساده بیان کنیم. یک معامله مارجین به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا برای افزایش قدرت خریدشان، پول «قرض» کنند و بتوانند پوزیشن‌های معاملاتی بزرگتری نسبت به موجودی «واقعی» حسابشان باز کنند.

مارجین تریدینگ یک روش معاملاتی است که به معامله‌گران امکان می‌دهد تا با قرض گرفتن سرمایه از سایر معامله‌گران در یک صرافی یا از خود صرافی، بتوانند سرمایه‌گذاری انجام دهند. برخلاف معاملات معمولی که در آن افراد از سرمایه خودشان برای تأمین مالی تریدها استفاده می‌کنند، معاملات مارجین به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا میزان سرمایه‌ای را که می‌توانند با آن معامله کنند، چند برابر کنند.

معاملات مارجین اغلب به عنوان معاملات اهرمی نیز شناخته می‌شوند. اهرم (Leverage) عددی است که یک معامله‌گر می‌تواند پوزیشن خود را در آن ضرب کند. برای مثال، یک معامله‌گر مارجین که معامله‌ای را با اهرم ۱۰۰× باز می‌کند، به این معنی است که سود احتمالی خود را ۱۰۰ برابر می‌کند.

معامله مارجین در نگاه اول فوق‌العاده به نظر می‌رسد! توانایی ۱۰۰ برابر شدن سود توجه هر معامله‌گری را به خود جلب می‌کند. با این حال، این نوع معاملات یک جنبه منفی نیز دارند. استفاده از اهرم در معاملات، ریسک معامله را هم بالاتر می‌برد.

به این ترتیب، آیا اگر بتوانید سود خود را ۱۰۰ برابر کنید، بدان معناست که در صورت ضرر معامله، ۱۰۰ برابر به صرافی بدهکار خواهید شد؟

خوشبختانه، افزایش ریسک در معاملات مارجین متناسب با اهرم نیست. به عنوان مثال، معامله با اهرم ۱۰۰×، ضرر شما را ۱۰۰ برابر نمی‌کند – اغلب ممکن نیست بیش از آنچه در ابتدا متعهد به معامله بودید، ضرر کنید. با این حال، در موارد خاص، زیان‌ها از نظر تئوری ممکن است از وثیقه معامله فراتر روند.

معاملات مارجین در بازارهای با نوسانات کم مانند بازار فارکس بسیار محبوب هستند، اما در حال حاضر در بازار پرنوسان کریپتو نیز بسیار محبوب شده‌اند. این نوع معامله کاملا با معاملات کلاسیک یا اسپات، که در آن خرید و فروش بدون اهرم انجام می‌گیرد، متفاوت است.

معامله مارجین چگونه کار می‌کند؟

اصول کار به این صورت است که معامله‌گر در ازای سرمایه زیادی که قرار است با آن معامله کند، سرمایه اندکی را به عنوان وثیقه به صرافی می‌دهد و در ازای فرصتی برای کسب سود کلان، کل آن وثیقه را به خطر می‌اندازد.

یک معامله‌گر، برای انجام یک معامله مارجین، باید یک سپرده اولیه برای باز کردن پوزیشن ارائه دهد که به آن مارجین اولیه (Initial Margin) گفته می‌شود و باید مقدار مشخصی از سرمایه را در حساب خود نگه دارد تا آن پوزیشن را حفظ کند که به آن حداقل وجه تضمین (Maintenance Margin) می‌گویند. مارجین اولیه از تقسیم عدد ۱ به عدد لوریج به‌دست می‌آید.

به عنوان مثال، اگر می‌خواهید یک پوزیشن معاملاتی به ارزش ۱۰,۰۰۰ دلار با نسبت اهرمی ۱:۱۰ باز کنید (مارجین اولیه ۱۰%) فقط باید ۱۰۰۰ دلار سرمایه‌گذاری کنید.

صرافی‌های کریپتویی مقادیر متفاوتی از اهرم را ارائه می‌دهند. برخی از صرافی‌ها اهرم ۲۰۰× (۲۰۰ برابر) را ارائه می‌دهند که به معامله‌گران اجازه می‌دهد پوزیشنی را ۲۰۰ برابر ارزش سپرده اولیه خود باز کنند، در حالی که برخی دیگر اهرم را به مقادیر کمتری همچون ۱۰×، ۲۰×، ۵۰× یا ۱۰۰× محدود می‌کنند.

اصطلاحات مورد استفاده برای تعریف اهرم ممکن است از پلتفرمی به پلتفرم دیگر متفاوت باشد. به عنوان مثال، برخی از صرافی‌ها در بازار فارکس به اهرم ۱۰۰× به عنوان اهرم ۱:۱۰۰ اشاره می‌کنند. در دنیای ارزهای دیجیتال، اهرم معمولاً از طریق علامت ضربدر «×» نشان داده می‌شود. اهرم ۱۰۰× همان اهرم ۱:۱۰۰ است.

مقدار اهرمی که می‌توانید در هنگام معامله مارجین استفاده کنید، به قوانین تعیین شده توسط صرافی و مارجین اولیه شما بستگی دارد.

لانگ در مقابل شورت (Long & Short)

لانگ و شورت چیست؟

هنگامی که یک پوزیشن معاملاتی مارجین را باز می‌کنید، به شما امکان داده می‌شود که لانگ (going long) یا شورت (going short) را انتخاب کنید.

معامله‌گری که فکر می‌کند قیمت یک دارایی دیجیتال افزایش خواهد یافت، پوزیشن لانگ باز می‌کند. برعکس، اگر یک معامله‌گر باور داشته باشد ارزش دارایی دیجیتال کاهش خواهد یافت، پوزیشن شورت باز می‌کند. شورت کردن (shorting) توسط معامله‌گرانی استفاده می‌شود که به دنبال سود بردن از کاهش قیمت‌ها هستند.

توجه به این نکته مهم است که صرافی که در آن معامله می‌کنید، وثیقه‌ای را که در ازای وام معامله مارجین سپرده‌گذاری کرده‌اید، نگه می‌دارد. اگر پوزیشن را با چرا حساب تریدرها کال می شود؟ سود ببندید، صرافی وثیقه را همراه با سود معامله آزاد می‌کند. اما اگر هنگام معامله مارجین متحمل ضرر شوید، صرافی به طور خودکار معامله شما را می‌بندد و پوزیشن شما را «لیکویید (liquid)» می‌کند. این امر زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت دارایی به آستانه خاصی برسد که آن را قیمت لیکویید شدن (liquidation price) می‌نامیم.

مفهوم کال مارجین و لیکویید شدن

وقتی از یک صرافی پول قرض می‌گیرید تا یک معامله مارجین باز کنید، صرافی که سرمایه را فراهم کرده است، تدابیری را برای کاهش ریسک اعمال می‌کند. اگر معامله‌ای را باز کنید و بازار برخلاف پیش‌بینی شما حرکت کند، ممکن است صرافی برای تضمین پوزیشن شما وثیقه بیشتری بخواهد یا به اجبار آن پوزیشن را ببندد.

وقتی این اتفاق می‌افتد، اصطلاحاً گفته می‌شود که صرافی شما را کال مارجین (Margin Call) کرده است. کال مارجین زمانی اتفاق می‌افتد که ارزش دارایی در معامله مارجین به کمتر از یک نقطه خاص برسد. صرافی که معامله مارجین را تأمین می‌کند، برای کاهش ریسک از معامله‌گر وجوه بیشتری می‌خواهد. بیشتر صرافی‌ها از طریق ایمیل یا ارسال پیام به حساب کاربری به معامله‌گران اطلاع می‌دهند، اما نظارت فعالانه بر سطوح مارجین نیز بسیار مهم است.

اگر سطح مارجین یک پوزیشن بیش از حد ناامن شود، صرافی احتمالاً آن پوزیشن را می‌بندد که به آن سطح لیکویید شدن مارجین یا قیمت لیکویید شدن گفته می‌شود. لیکویید شدن زمانی اتفاق می‌افتد که صرافی به‌طور خودکار یک پوزیشن را می‌بندد تا مطمئن شود تنها سرمایه از دست رفته سرمایه وثیقه‌شده توسط معامله‌گری است که پوزیشن را باز کرده است.

محاسبه قیمت لیکویید شدن

برای محاسبه اندازه حرکت بازار که باعث لیکویید شدن شما می‌شود، به سادگی عدد ۱۰۰ را بر عدد اهرم تقسیم کنید. به عنوان مثال، یک پوزیشن با اهرم ۱۰ برابری تنها به یک حرکت ۱۰ درصدی نیاز دارد تا لیکویید شود (۱۰=۱۰/۱۰۰). یک حرکت ۱۰ درصدی می‌تواند در عرض چند ساعت یا حتی چند دقیقه در بازار کریپتو اتفاق بیافتد. همچنین، محاسبه این قیمت با استفاده از ابزارهای محاسباتی صرافی‌ها امکان‌پذیر است.

هنگام وقوع کال مارجین، باید دارایی بیشتری را برای افزایش مارجین اولیه خود واریز کنید یا مقداری از معاملات اهرمی را ببندید تا مارجین استفاده شده در حسابتان آزاد شود.

شما می‌توانید برای جلوگیری از وقوع کال مارجین، استاپ لاس (Stop Loss) را اعمال کنید. همیشه بهتر است خود را برای بدترین سناریو آماده کنید، زیرا بازارها بی‌ثبات هستند و پیش بینی آن‌ها با هر درجه‌ای از دقت بسیار دشوار است.

آیا کال مارجین با لیکویید شدن متفاوت است؟

لازم به ذکر است، مفاهیم کال مارجین و لیکویید شدن یکسان هستند و به این معناست که یک حساب به اندازه موجودی آن ضرر کرده و کل سرمایه از بین رفته است. تنها تفاوت در این است که این دو مفهوم مربوط به دو بازار مختلف هستند. اصطلاح کال مارجین بیشتر در بازار فارکس به کار می‌رود و اصطلاح لیکویید شدن در بازار رمز ارزها مورد استفاده است.

تفاوت معاملات مارجین با معاملات فیوچرز چیست؟

تفاوت معاملات مارجین و فیوچرز

به طور کلی، سه بازار اصلی در بازارهای مالی عبارتند از :بازار اسپات، بازار مارجین و بازار فیوچرز. در بازار اسپات (Spot)، یک دارایی میان دو تریدر واقعی معامله می‌شود. بازار فیوچرز (Futures)، شامل قرارداد خرید یا فروش یک دارایی است و در واقع در این بازار هیچ چیزی واقعاً منتقل نمی‌شود. جالب است بدانید که معاملات مارجین، بخشی از بازار اسپات بوده و معاملات آن در این بازار انجام می‌شود. با این تفاوت که، در بازار مارجین، تریدر بخشی از سرمایه معامله را از صرافی قرض می‌گیرد.

اگرچه بازار مارجین و فیوچرز شباهت‌هایی دارند، اما کاملاً متفاوت و مجزا هستند. در بازار مارجین، یک دارایی واقعاً از حساب یک فروشنده به حساب خریدار منتقل می‌شود، اما در بازار فیوچرز، یک قرارداد میان معامله‌گر و صرافی منعقد شده و در آن لحظه هیچ دارایی منتقل نمی‌شود.

کارمزد معاملات مارجین کریپتو چقدر است؟

به طور کلی دو نوع کارمزد در ارتباط با معاملات مارجین وجود دارد:

  1. کارمزد برای باز کردن یک پوزیشن معاملاتی
  2. بهره بابت استقراض از صرافی

وقتی یک پوزیشن اهرم‌دار را باز می‌کنید، به سرمایه‌ای که وام می‌گیرید، بهره می‌پردازید. معامله مارجین بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال مستلزم کارمزدهای مداومی است که می‌توانند به سرعت سود شما را کاهش دهند. بنابراین، اگر قصد دارید پوزیشن خود را یک شب باز نگه دارید، باید بهره بپردازید. این نرخ، که به عنوان Funding Rate یا نرخ بهره مالی شناخته می‌شود، به عوامل مختلفی مانند اختلاف قیمت بین قیمت لحظه‌ای و آتی یک دارایی بستگی دارد. این نرخ معمولاً هر ساعت مجدداً محاسبه می‌شود.

جمع‌ بندی

معاملات مارجین چندین مزیت دارند. معامله‌گران حرفه‌ای با استفاده از این روش می‌توانند پوزیشن‌هایی را باز کنند که بسیار سودآور هستند. به عنوان مثال، یک پوزیشن موفق با اهرم ۱۰۰×، صد برابر بیشتر از یک پوزیشن باز شده از طریق یک معامله عادی یا همان اسپات (Spot) سود به همراه خواهد داشت. همچنین، مارجین تریدینگ به معامله‌گران استراتژیک این امکان را می‌دهد که با باز کردن پوزیشن‌های شورت، در بازار نزولی نیز سود کسب کنند.

با این حال، معامله مارجین یک عمل پر ریسک است. اهرم بالاتر ریسک بیشتری را به همراه دارد. اگر به درک خود از بازار ارزهای دیجیتال اطمینان دارید و در مورد تغییرات قیمت پیش بینی‌های دقیقی انجام می‌دهید، معامله مارجین می‌تواند به طور چشمگیری سود شما را افزایش دهد.

توضیحاتی پیرامون مارجین کال (Margin Call)

18EEAD82 83D4 42D0 9E36 F90ABDB3880D - توضیحاتی پیرامون مارجین کال (Margin Call)

هنگامی که ارزش مارجین کال یک سرمایه گذار به زیر مقدار مورد نیاز بروکر می رسد ، کال مارجین رخ می دهد . مارجین کال نوعاً ترکیبی از پول خود سرمایه گذار و پول قرض گرفته شده از بروکر سرمایه گذار است. مارجین کال به طور خاص به تقاضای بروکر از اینکه یک سرمایه گذار پول یا اوراق بهادار اضافی را به حساب خود واریز کند ، اشاره دارد تا به حداقل مقدار برسد ، که چرا حساب تریدرها کال می شود؟ به آن مارجین نگهداری می گویند .

کال مارجین معمولاً اندیکاتور کاهش ارزش یک یا چند مورد از اوراق بهادار موجود در حساب مارجین است . هنگامی که یک کال مارجین رخ می دهد ، سرمایه گذار باید انتخاب کند که پول بیشتری به حساب شما واریز کند یا برخی از دارایی های موجود در حساب آنها را بفروشد .

نکات کلیدی

  • کال مارجین زمانی اتفاق می افتد که حساب مارجین با کمبود بودجه روبرو می شود ، معمولاً به دلیل از دست دادن معاملات .
  • تماس های مارجین خواسته هایی برای سرمایه اضافی یا اوراق بهادار است تا حساب مارجین را به حداقل مارجین نگهداری برساند .
  • اگر تریدر وجهی را واریز نکند ، بروکرها ممکن است معامله گران را مجبور به فروش دارایی ها کنند ، بدون در نظر گرفتن قیمت بازار ، تا مارجین را برآورده کنند .

درک مارجین کال

هنگامی که یک سرمایه گذار با خرید ترکیبی از وجوه خود و پول قرض گرفته شده از بروکر برای خرید و فروش اوراق بهادار پرداخت می کند ، خرید در مارجین نامیده می شود . ارزش سهام یک سرمایه گذار در سرمایه گذاری برابر با ارزش بازار اوراق بهادار است ، منهای مبلغ وام گرفته شده از بروکر آنها . هنگامی که ارزش سرمایه گذار ، به عنوان درصدی از ارزش کل بازار اوراق بهادار ، به زیر یک درصد مورد نیاز ( تحت عنوان مارجین نگهداری ) برسد ، کال مارجین ایجاد می شود . اگر سرمایه گذار توانایی پرداخت مبلغی را نداشته باشد که برای رساندن ارزش پرتفوی خود به مارجین نگهداری حساب مورد نیاز است ، ممکن است بروکر مجبور شود اوراق بهادار موجود در حساب را در بازار تصفیه کند .

بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) و سازمان تنظیم مقررات صنعت مالی (FINRA) – نهاد نظارتی اکثر شرکت های اوراق بهادار فعال در ایالات متحده – نیاز دارند سرمایه گذاران حداقل 25 ٪ از ارزش کل اوراق بهادار خود را به عنوان مارجین قرار دهند. برخی از بروکرها نیاز به مارجین بیشتری تا 30 ٪ تا 40 ٪ دارند.

بدیهی است که ارقام و قیمت های مربوط به کال مارجین به درصد نگهداری مارجین و ارزش سهام مربوطه بستگی دارد .

در برخی موارد ، یک سرمایه گذار می تواند قیمت دقیق سهام را محاسبه کند تا یک کال مارجین ایجاد کند . ا صولاً وقتی این اتفاق می افتد که مقدار حساب یا ارزش ویژه حساب برابر با نیاز به مارجین نگهداری (MMR) باشد . فرمول به صورت زیر بیان می شود :

ارزش حساب = (وام مارجین ) / (1 – MMR)

به عنوان مثال ، فرض کنید یک سرمایه گذار با 5000 دلار از پول خود و 5000 دلار از شرکت کارگزاری خود به عنوان وام مارجین ، حساب مارجین باز کند. آنها 200 سهم از سهام را در مارجین با قیمت 50 دلار خریداری می کنند . ( طبق مقررات ، مقرره ای که حاکی از میزان اعتباری است که ممکن است شرکت های کارگزاری و فروشندگان برای خرید اوراق بهادار به مشتریان اعطا کنند ، یک سرمایه گذار می تواند حداکثر 50 ٪ از قیمت خرید را وام بگیرد ). فرض کنید مارجین نگهداری این کارگزار سرمایه گذار 30 ٪ باشد .

حساب سرمایه گذار 10 هزار دلار سهام در خود دارد . در این مثال ، هنگامی که ارزش حساب به کمتر از 7142 ، 86 دلار ( یعنی وام مارجین 5000 دلار / (1 تا 0.30)) برسد ، که معادل قیمت سهام 35.71 دلار برای هر سهم است ، یک کال مارجین ایجاد می شود .

با استفاده از مثال بالا ، فرض کنید قیمت سهام این سرمایه گذار از 50 دلار به 35 دلار کاهش یابد . ارزش حساب آنها اکنون 7000 دلار است که 100 دلار مارجین را در پی دارد .

در این سناریو ، سرمایه گذار یکی از سه گزینه را برای اصلاح کمبود مارجین 100 دلاری خود در نظر گرفته است :

100 دلار پول نقد به حساب مارجین واریز کنید ، یا ا وراق بهادار مارجین به ارزش 142.86 دلار را به حساب مارجین خود واریز کنید که ارزش حساب آنها را به 7142.86 دلار بر می گرداند ، یا با استفاده از درآمد حاصل برای کاهش وام مارجین ، سهام خود را به ارزش 333.33 دلار تصفیه کنید . با قیمت بازار 35 دلار ، این رقم به 9.52 و 10 سهم رسیده است .

اگر کال مارجین برآورده نشود ، یک بروکر می تواند موقعیت های باز را بسته و حساب را به حداقل مقدار برساند . آنها ممکن است بدون تأیید سرمایه گذار بتوانند این کار را انجام دهند . این به معنای موثر این است که بروکر حق دارد موجودی سهام را ، در مقادیر لازم ، بدون اطلاع سرمایه گذار از آن بفروشد . بعلاوه ، بروکر همچنین می تواند در ازای این معامله ( ها ) کمیسیون را از سرمایه گذار بپردازد . ا ین سرمایه گذار مسئول هرگونه خسارت وارده در طی این فرآیند است .

مثال جهانی واقعی یک کال مارجین

فرض کنید یک سرمایه گذار با استفاده از 50 هزار دلار از اعتبارات شخصی خود 100000 دلار از شرکت اپل خریداری کرده است . سرمایه گذار 50 هزار دلار باقیمانده را از بروکر خود وام می گیرد . بروکر سرمایه گذار 25 ٪ مارجین نگهداری دارد . د ر زمان خرید ، ارزش ویژه سرمایه گذار به عنوان 50 ٪ است . ارزش سرمایه گذار با استفاده از این فرمول محاسبه می شود : ارزش سرمایه گذار به عنوان درصد = ( ارزش بازار اوراق بهادار – صندوق های قرض گرفته شده ) / ارزش بازار اوراق بهادار . بنابراین ، در مثال ما : (100000 $ – 50 ، 000 $) / (100 ، 000 $) = 50 ٪ .

این بالاتر از 25 ٪ مارجین نگهداری است . فرض کنید دو هفته بعد ، ارزش اوراق بهادار خریداری شده به 60 هزار دلار کاهش یابد . ا ین نتیجه باعث می شود ارزش سهام سرمایه گذار به 10 هزار دلار کاهش یابد . ( ارزش بازار 60 ، 000 دلار منهای بودجه قرض شده 50 ، 000 $ یا 16.67 ٪ : 60 ، 000 – 50 ، 000 $) / (60 ، 000 $)

اکنون این میزان کمتر از 25 درصد نگهداری است . بروکر از سرمایه گذار می خواهد حداقل 5000 دلار برای تأمین مارجین نگهداری واریز کند .

بروکر از سرمایه گذار می خواهد 5000 دلار واریز کند زیرا مبلغ مورد نیاز برای تأمین مارجین نگهداری به شرح زیر محاسبه می شود :

مقدار تأمین حداقل مارجین نگهداری = ( ارزش بازار اوراق بهادار x مارجین نگهداری ) – حقوق صاحبان سرمایه

بنابراین ، سرمایه گذار به حداقل 15000 دلار سهام – ارزش بازار اوراق بهادار 60 هزار دلار بیش از 25 درصد مارجین نگهداری – در حساب خود نیاز دارد تا واجد شرایط مارجین شود . اما آنها فقط 10 هزار دلار در دارایی سرمایه گذاران دارند که منجر به کمبود 5000 دلار می شود : (60 ، 000 x 25 ٪ ) – 10 ، 000 دلار .

استاپ اوت در معاملات فارکس چگونه اتفاق می افتد؟

استاپ اوت به معنی توقف است و در بازار فارکس زمانی که سطح حاشیه (Margin Level) از سطح تماس مارجین (margin call level) عبور کند و به استاپ اوت لول (stop out level) بر خورد کند، معاملات باز همگی متوقف ( stop out ) می شوند.

اصطلاحمعنی
استاپ اوتتوقف
استاپ اوت لولسطح توقف

استاپ اوت

استاپ اوت لول (Stop Out Level) بسیار شبیه کال مارجین لول (Margin Call Level) است با این تفاوت که بسیار بدتر از آن و به معنای توقف معاملات است. کال مارجین قبل از توقف معاملات اتفاق می افتد.

استاپ اوت در فارکس چرا اتفاق می افتد؟

زمانی که زیان شناور سطح توقف (stup out level) را می شکند و بروکر برای جلوگیری از ضرر احتمالی بیش از وجه تضمینی (margin) یک یا تمام را می بندد.

به دلیل کاهش شدید مارجین (Required Margin) این مقدار توانایی پشتیبانی از معاملات باز را از دست می دهد. به طور دقیق تر، سطح توقف زمانی است که اکوئیتی (Equity) کمتر از درصد خاصی از مارجین مورد استفاده (Used Margin) شود و کارگزار به طور خودکار شروع به بستن معاملات باز کند.
این وضعیت با بستن زیان آورترین معامله شروع و تا زمانی که سطح حاشیه به بالاتر از سطح توقف (Stop Out Level) بازگردد ادامه دارد.

stop out در فارکس

اگر مارجین لول به سطح توقف برسد بروکر با بستن یک یا همه ی معاملات باز در اولین فرصت حساب معاملاتی را از زیان های بزرگ احتمالی حافظت می کند. هر چند رسیدن به این وضعیت خود با ضررهای بزرگ همراه است.

فرآیند بسته شدن معاملات باز (Stop Out) نامیده می شود.

استاپ اوت یک عملیات خودکار است که توسط پلتفرم معاملاتی بروکر بروی حسابی که در وضعیت کاهش شدید مارجین لول است، اعمال می شود. سطح توقف (Stop Out Level) همچنین به عنوان (Margin Closeout Value، Liquidation Margin) یا حداقل حاشیه مورد نیاز شناخته می شود.چرا حساب تریدرها کال می شود؟

مارجین لول چگونه به استاپ اوت می رسد؟

فرض کنید در یک بروکر حساب معاملاتی داریم و سطح توقف در این حساب 50 درصد است، یعنی اگر سطح مارجین (مارجین لول) به 50 درصد برسد بروکر به طور خودکار موقعیت های باز را می بندد. حال با شرایط زیر یک معامله باز می کنیم:

در حساب خود 1000 دلار داریم یک اردر خرید در جفت ارز یورو دلار باز می کنیم، به دلیل اینکه یک معامله باز داریم مارجین با مارجین استفاده شده برابر است و عدد 200 را به ما نشان می دهد.

بازار به سرعت به ضرر ما رفتار می کند و زیان شناور 900 دلاری را برای ما رقم می زند، بنابراین در این حالت:

اکوئیتی = 100 دلار
زیان شناور = 900 دلار

در ابتدا مثال سطح توقف 50 درصد اعلام شده بود حال باید ببینم با این شرایط مارجین لول ما در چه وضعیتی است:

Margin Level = (Equity / Used Margin) x 100%

با محاسبه سطح مارجین به عدد 50 درصد می رسیم.

Margin Level = 50%

مارجین استفاده شده (margin used) نمی تواند به زیر 200 دلار برسد، زیرا این حاشیه مورد نیاز است که در ابتدا برای باز کردن موقعیت مورد نیاز بود.

سطح توقف معاملات توسط بروکر 50 درصد تعیین شده بود، با رسیدن مارجین لول به این سطح معامله بسته می شود. بدترین اتفاقی که می تواند برای یک تریدر رخ دهد برای حساب ما پیش می آید 1000 دلار تبدیل می شود به 100 دلار و حساب لیکوئید می شود.

لیکوئید چیست؟ [liquidation]

تریدر در فرآیند بسته شدن معاملات توسط بروکر کنترلی ندارد مگر این که خود معاملات را از قبل بسته باشد. از زمانی که بروکر شروع به بستن معاملات می کند تا متوقف کردن این فرآیند شامل لیکوئید شدن است زیرا حساب معاملاتی در حال تصفیه [liquidation] با کارگزار است.

تفاوت سطح استاپ اوت با استاپ اوت در جدول زیر مشخص است.

stop out levelstop out
Margin Level50%
Equity10%$100
Used Margin$200
Free Margin$0$100
Balance$1000$100
Floating P/L$900-

اگر تعداد موقعیت های باز بیش از یک پوزیشن باشد بروکر بستن معاملات را از کم سود ترین یا به عبارتی پوزیشنی که در زیان بیشتری است شروع می کند. هر پوزیشنی که بسته می شود به دنبال آن وجه تضمینی آزاد می گردد که این باعث می شود مارجین لول افزایش یابد. اگر مارجین لول افزایش پیدا کند و از سطح توقف فاصله بگیرد بستن معاملات متوقف می شود

استاپ اوت در فارکس چیست

چرا بروکر برای معاملات استاپ اوت دارد؟

اگر توقفی وجود نداشته باشد معاملات با زیان بیش از موجودی حساب مواجه می شوند و به همین دلیل بروکر سطحی را برای توقف زیان معاملات یک تریدر مشخص می کند تا مجبور نباشد از جیب خود ضررها را جبران کند.

هر بروکر یا کارگزار فارکس فرآیند خاص خود را دارد و در زمان باز کردن حساب معاملاتی حتما سیاست های داخلی یک بروکر را مطالعه کنید. تا دید مناسبی نسبت به بروکر و حساب معاملاتی داشته باشید.

معاملات مارجین (Margin Trading) در ارزهای دیجیتال چیست؟

معاملات مارجین (Margin Trading) در ارزهای دیجیتال چیست؟

معامله مارجین، روشی برای خریدوفروش و معامله دارایی است که از سرمایه‌ای که توسط شخص ثالث تامین و فراهم می‌شود، بهره می‌گیرد. در مقایسه با انواع روش‌های معمولی معامله، حساب‌های مارجین به معامله‌گران با استفاده از اهرم‌ها، امکان دسترسی به مقادیر بیشتری از سود (و همچنین ضرر) را می‌دهند. در ادامه با ارز دیجیتال همراه باشید تا نگاه دقیق‌تری به مفهوم مارجین تریدینگ بیاندازیم.

سرمایه‌گذاران نترسی که احساس می‌کنند نوسانات شدید بازار ارزهای دیجیتال به‌اندازه کافی هیجان‌انگیز نیست، می‌توانند از امکانات معاملات مارجین که امروزه بسیاری از صرافی‌ها آن را ارائه می‌دهند، استفاده کنند.

معاملات مارجین با استفاده از اهرم، می‌تواند از لحاظ تئوری سود بسیاری را به ارمغان آورده و همچنین ممکن است نقطه مقابل آن نیز رخ دهد که سرمایه‌ای بیش از حد انتظارتان را از دست بدهید. به همین ترتیب، برخی از صرافی‌ها، انتظار بیشتری از تریدرهای مارجین داشته و در تأیید هویت آنها سخت‌گیری بیشتری را اتخاذ کرده یا حتی شروطی را برای واجد شرایط بودن آنها تعیین می‌کنند.

اکنون قصد داریم نگاه مختصری به تعریف مارجین تریدینگ و نحوه انجام آن انداخته و خطرات و مزایای احتمالی آن را مورد بررسی قرار دهیم.

معاملات مارجین به زبان ساده

معاملات مارجین در ارزهای دیجیتال، تفاوت عمده‌ای با معاملات مارجین مربوط به اوراق بهادار سنتی‌تر مانند سهام و اوراق قرضه ندارد. ایده اصلی این است که شما سرمایه اولیه خود را توسط قرض گرفتن پول و استفاده از اهرم، افزایش می‌دهید. این مسئله معمولاً توسط یک نسبت، بیان می‌شود.

برای مثال، سپرده گذاری ۵ دلاری به‌وسیله اهرمی با نسبت ۵:۱ (یک به پنج) به این معناست که شما در بازار آزاد به میزان ۲۵ دلار شرط می‌بندید. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که شما باید در هر حال، پول قرض گرفته شده را بازگردانید. پس در تمام معاملات مارجین، سود به‌دست آمده باید به‌گونه‌ای تخمین زده شود که علاوه بر وام دریافت شده، کارمزد مربوط به پول اضافی قرض گرفته‌شده را نیز تحت پوشش قرار دهد.

معامله مارجین می‌تواند برای هر دو موقعیت فروش استقراضی (short) و خرید استقراضی (long) مورد استفاده قرار گیرد. موقعیت خرید استقراضی نشان‌دهنده این فرض است که با افزایش قیمت دارایی معامله‌گر سود می‌کند و موقعیت فروش استقراضی درست برعکس آن با کاهش ارزش دارایی معامله‌گر به سود می‌رسد.

فرض کنید که فردی یک بیت کوین دارد. او پیشبینی میکند که قیمت بیت کوین از ۳,۰۰۰ دلار به ۵,۰۰۰ دلار برسد و یک معامله مارجین با اهرم ۵ انتخاب می‌کند. در این صورت، گویی که فرد مورد نظر حالا ۵ بیت کوین دارد و اگر قیمت به ۵,۰۰۰ دلار برسد سودش ۵ برابر بیشتر از وقتی است که با یک بیت کوین سرمایه‌گذاری کند. اما از سوی دیگر، اگر این فرد اشتباه کرده باشد و قیمت کاهش یابد، صرافی از پول اولیه او نسبت به ضرر صورت گرفته کم می‌کند یا حتی ممکن است تمام پول او را بردارد.

دو قسمت اصلی برای بازار مارجین تریدینگ وجود دارد. اولین قسمت، معاملات مارجین در بازار نقدی است.

در این‌گونه از معاملات، مبالغ قرض گرفته‌شده باید به‌محض اتمام معامله عودت داده شود. این ساز و کار معمولاً توسط صرافی‌ها و از طریق سیستم وام‌دهی همتا به همتا انجام می‌پذیرد. به عبارت دیگر، یک نهاد دادوستد مجزا مبالغ قرض گرفته‌شده را تأمین کرده و انتظارات از این نهاد برای تأمین پرداخت‌ها (با بهره یا کارمزد معامله) بالاست.

معاملات مارجین (Margin Trading) در ارزهای دیجیتال چیست؟

تصویری از صرافی بیت‌مکس که معاملات مارجین ارزهای دیجیتال را ارائه می‌دهد

این مسئله به‌نوبه خود باعث ایجاد آستانه تسویه خواهد شد. اگر میزان بدهی معامله‌کننده بیشتر از ارزش کل تضمین باشد، وام‌دهنده می‌تواند فراخوان مارجین (margin call) انجام دهد تا مطمئن شود که خواهد توانست پول قرض داده شده خود را پس بگیرد. این مسئله به خودی خود به دو سطح تقسیم می‌شود.

اولین بخش یک حد مجاز اولیه که معامله‌گران را از ایجاد موقعیت‌های نامعقول بازمی‌دارد و حد مارجین پایین‌تر که در صورت نزول معامله‌گر به قلمرو خسارت است، یک مارجین کال فوری را فراخوانی می‌کند.

دومین بخش عمده معاملات مارجین، مبادله مشتقات است. مشتقات، همانطور که از نامشان پیداست ابزارهایی مالی هستند که در لایه‌ای بالاتر از دارایی اصلی ایجاد شده‌اند که آشناترین نوع آن، معاملات آتی هستند. هنگامی‌که تریدر یک معامله مارجین را در بازار مشتقات انجام می‌دهد، خود دارایی اصلی دست‌نخورده باقی‌مانده و طرفین متقابل قرارداد آتی انتخاب می‌شوند.

همچنین، وامی وجود ندارد که خود به خود بازگردانده شود. با این حال، صرافی باید خود را در مقابل برخی از معاملاتی که ضرر‌ده هستند مصون نگه دارد. صرافی‌های مختلف، مکانیزم‌های متفاوتی برای دوری از این مخاطرات دارند. برخی از آنها به هنگام فراخوان مارجین از تریدرها جانب‌داری می‌کنند در حالی که سایر صرافی‌ها، بدهی‌های حاصله را از منابع بیمه خود تأمین می‌کنند.

معاملات مارجین (Margin Trading) در ارزهای دیجیتال چیست؟

موضع معاملاتی خرید و فروش استقراضی

به‌کارگیری موضع معاملاتی خریدوفروش استقراضی، در بطن معاملات مارجین قرار دارد. در موضع معاملاتی خرید فرض بر این است که ارزش دارایی تحت معامله درنهایت افزایش خواهد یافت در حالی که در فروش استقراضی پیش‌فرض معامله این است که ارزش دارایی‌ها با گذر زمان کاهش خواهد یافت. هر دوی این مفاهیم می‌توانند در اهرم به‌کار گرفته شوند.

مواضع معاملاتی خرید مفاهیم آشنایی هستند. به این معنا که وقتی یک تریدر، ارزهای دیجیتالی یا سهام دیگری را خریداری کرده و منتظر می‌ماند تا قیمت آن از قیمت خرید خود بالاتر رود، در واقع از این مفهوم استفاده کرده است. در واقع، این مسئله همان جمله مشهور «خرید در قیمت پایین، فروش در قیمت بالا» را بیان می‌کند.

معاملات مربوط به فروش استقراضی در ابتدا نامعقول به نظر می‌رسند. در واقع یک تریدر با استفاده از ابزار مالی، ارزهای دیجیتال یا اوراق بهاداری را می‌فروشد که فعلاً مالک آنها نیست. در این‌گونه معاملات هدف این است که دارایی‌های فروخته‌شده را هنگامی‌که قیمتشان به‌طور قابل‌توجهی پایین آمد، بازخرید کنید.

شاید این مفاهیم کمی گنگ به نظر برسند اما مقایسه ساختار این معاملات، در درک آن به شما کمک خواهد کرد. مواضع معاملاتی خرید، نوعی از معامله است که در آن مطمئن هستید که با خرید کنونی یک دارایی و فروش آن در آینده، به سودآوری خواهید رسید. اما در معاملات فروش استقراضی، معامله‌کننده بر این باور است که دارایی موردنظر در طی زمان افت قیمتی خواهد داشت.

مخاطرات و مزایای احتمالی

معامله کردن به صورت مارجین، ذاتا خطرناک‌تر و پرریسک‌تر از معامله معمولی است؛ اما وقتی صحبت از ارزهای دیجیتال است، ریسک این نوع معامله بیشتر هم می‌شود. با توجه به نوسان بسیار زیاد در بازار ارز دیجیتال، تریدرهای مارجین ارز دیجیتال باید بیشتر مراقب باشند.

حقیقت این است که اهرم بکار گرفته‌شده در معاملات، حکم پول را داشته و یا حداقل در مورد معاملات مشتقات که باید دارایی استفاده‌شده در معامله، قرض گرفته شود نهایتاً باعث ایجاد موقعیت مطلوبی خواهد شد. چیزهای کمی در دنیا رایگان هستند. خصوصاً زمانی که صحبت از پول باشد. پس یک تریدر باید انتظار خروجی‌های بزرگی را از معاملات خود داشته باشد تا بتواند اصل مبلغ وام گرفته‌شده، به همراه کارمزدهایش را به‌راحتی تسویه کند.

معاملات مارجین (Margin Trading) در ارزهای دیجیتال چیست؟

خطر واقعی زمانی رخ می‌دهد که فراخوان مارجین صادر شده باشد. تریدر، در معرض خطر از دست دادن تمام سرمایه‌گذاری اولیه خود قرارگرفته و حتی در شرایطی که فراخوان مارجین به‌موقع صادر نشود تا از ورود تریدر به منطقه ضرر جلوگیری کند، می‌تواند باعث شود که وی بیش از آنچه که سرمایه‌گذاری کرده است را از دست بدهد. پس معاملات مارجین یکی از معدود روش‌های مبادله است که ممکن است در آن مبلغی را بدهکار شوید که ارزش آن بیشتر از سرمایه اولیه‌تان بوده است. در دنیای قماربازان، این روند به‌عنوان دامنه‌ای از پول‌های قرض داده‌شده با ربا شناخته می‌شود. وامی با درصد سود بالا که برای اهداف مشکوکی مثل شرط‌بندی با خطر بالا، گرفته می‌شود. قماربازان امیدوارند مبلغی که برنده خواهند شد، آن وام و درصد ربای وام را پوشش دهد. اگر درنهایت این‌گونه نباشد، زمینه برای ایجاد فیلم‌های کلاسیک مافیایی مناسب خواهد بود.

معاملات ارزهای دیجیتال، به خودی خود کاملاً خطرناک نیستند ولی در حوزه مارجین تریدینگ، هنوز هم خطر از دست دادن سرمایه بسیار بالاست. صرافی‌های بسیاری درنتیجه ارائه خدمات معاملات مارجین، به دستکاری بازار متهم شده‌اند.

در پایه این مفهوم، جهش قیمتی وجود دارد. جهش قیمتی زمانی رخ می‌دهد که تقاضا برای خرید یک ارز دیجیتال بالا بوده و عرضه آن محدود باشد. هنگامی‌که سری متوالی از تقاضا انباشته شود، جهش سریع قیمت‌ها را به دنبال خواهد داشت. این اتفاق باعث خواهد شد که معاملات استقراضی دیگر به موقعیت فراخوان مارجین رسیده، قیمت‌ها بالاتر و بالاتر رفته و جهش‌های قیمتی بیشتری به وجود آید. سر انجام در پایان روز معاملاتی، یک جهش قیمتی باعث نوسانی بزرگ در افزایش قیمت خواهد شد.

معاملات مارجین (Margin Trading) در ارزهای دیجیتال چیست؟

بنا به گزارشات، برخی از صرافی‌ها در ایجاد این طعمه‌های استاپ-لاس (stop-loss) برای جمع‌آوری کارمزدهای فراخوان مارجین، مشارکت می‌کنند. با این حال، نهنگ‌ها یا همان تریدرهایی که موقعیت‌های ویژه‌ای در بازار ایجاد می‌کنند، اغلب اوقات باعث شرایط بحرانی بازار هستند. برای ایجاد یک جهش قیمتی، نهنگ نیازمند ایجاد موقعیت استقراضی است که به‌اندازه کافی بزرگ باشد تا با به‌کارگیری بخشی از این موقعیت، یک جهش قیمتی را پدید آورد. سپس بقیه موقعیت‌های استقراضی خود را به‌تدریج و با برنامه‌ای مشخص در بازار وارد می‌کند تا روند صعودی قیمت را حفظ کند. درنتیجه ارز دیجیتال موردنظر شاهد افزایشی مصنوعی در قیمت خود بوده و نهنگ موردنظر، روز معاملاتی خود را با سود بسیار بالای به‌دست آمده از بازی دادن موقعیت استقراضی خود تمام می‌کند.

یک بازی حرفه ای

معاملات مارجین (Margin Trading) در ارزهای دیجیتال چیست؟

با توجه به دشواری‌هایی که در ایجاد یک معامله حساب‌شده مارجین وجود داشته و پتانسیل شدید ضرر و زیان موجود در معامله‌ها که توسط صرافی‌ها یا معامله گران ایجاد می‌شود، تعداد محدودی از صرافی‌ها مانند بیتمکس و بایننس معاملات مارجین را ارائه می‌دهند. این صرافی‌ها اغلب از معامله‌گران مارجین درخواست می‌کنند که مدرکی معتبر از وضعیت مالی‌شان ارائه دهند. برای صرافی‌ها مناسب به نظر می‌رسد که این حوزه از دنیای وسیع بی‌قانون ارزهای دیجیتال را، خودشان قانون‌گذاری کنند. خطرات معاملات مارجینی که قانون‌گذاری نشده‌اند، این است که فقدان سرمایه در این معاملات می‌تواند به چند برابر موقعیت اولیه تبدیل شده و نقدینگی بازار ارزهای دیجیتال را در معرض خطر قرار دهد.

مارجین تریدینگ یک بازی حرفه‌ای است که مخاطرات و ریسک‌های آن نیز حرفه‌ای می‌باشد. با این وجود باید آگاه باشید که صرف‌نظر از توانایی‌های تریدینگ شما، بازار ممکن است بر خلاف پیش بینی‌های شما حرکت کند. جهش‌های مصنوعی قیمت ارزهای دیجیتال حتی ممکن است با تلقین روند صعودی، معامله گران عادی را به دام بیاندازد. البته این جهش مصنوعی به‌محض اتمام معاملات کاذب، به‌سرعت فروکش خواهند کرد.

مصاحبه با شما: سرمایه اولیه کم، عاملی برای کال مارجین شدن!؟

margincall - کال مارجین

هر گاه که در بازار صحبتی از کال مارجین شدن می‌شود، عده‌ای با تاسف و یادآوری خاطرات بد گذشته به آن گوش می‌دهند و عده‌ای نیز با اطمینان خاطر، در ذهن خود مرور خواهند کرد که من کال مارجین نخواهم شد! چه بخواهیم و چه نخواهیم باید با این واقعیت روبه‌رو شد که ضرر، جزئی از فعالیت در بازارهای مالی است. اما آیا برای آن برنامه‌ای داریم؟ چطور می‌شود که یک ضرر کوچک، جای خود را به ضرری بزرگ می‌دهد؟ آیا کسانی که دانش خوبی از بازار دارند، در معرض خطر کال مارجین شدن قرار دارند؟ راهکارهای جلوگیری از کال مارجین شدن و یا از دست دادن حساب چیست؟

برای پاسخ عملی به این سوالات، قرار است این بار از خود شما کمک بگیریم!
تیم بزرگ یوتو اف ایکس UtoFX افتخار همکاری و مصاحبه با شما معامله‌گران عزیز را دارد و قرار است از تجربه شما در این راه استفاده کنیم. در ادامه این مقاله، از تجارب یکی از دوستان شما که به تازگی کا مارجین شده است، استفاده کرده و سوالاتی را از ایشان پرسیده‌ایم. این اولین مقاله از مصاحبه‌های شما با موضوع کال مارجینی است. در قسمت نظرات سایت، به ما در بهبود و بالا بردن کیفیت این مقاله کمک کنید. اگر سوال خاصی را برای مصاحبه مناسب می‌دانید، در قسمت نظرات یادداشت کنید. باتشکر

سرمایه اولیه کم، عاملی برای کال مارجین شدن!؟

میزان سابقه شما در بازارهای مالی؟ (میزان تجربه در هر بازاری به تفکیک)

اگه بخوام در حالت کلی بگم، از زمان آشنایی من با بازارهای مالی تا الان شاید بیشتر از ۷ سال گذشته باشه ولی سابقه حضورم در بازار فارکس حدود ۴ تا ۵ سال است. در این بین مدتی هم در بازار بورس و ارزهای دیجیتال هم فعالیت کردم ولی هیچ وقت نتونستم با اونها ارتباط برقرار کنم. حدود ۶ ماه در بازار ارز دیجیتال و ۹ ماه در بازار بورس.

میزان بالانس حساب شما که کال‌مارجین شد، چقدر بود؟

اکثر حساب هایی که از دست دادم معمولا زیر ۵۰۰ دلار بالانس داشتند. فکر می کنم یکی از دلایل کال شدنم هم همین بود. چیزی که در این مدت متوجه شدم، اکثر افرادی با مبالغ بسیار کم وارد بازار می شوند در حالی که انتظار درصد بالایی سود را دارند. برای برآورده کردن این منظور تریدر چاره ای جز قمار کردن برای خودش نمی ذاره. سعی می کنم در ادامه بیشتر در این مورد توضیح بدم.

معامله در چه ابزار معاملاتی موجب کال‌مارجین شدن شما شد؟ (طلا-نفت-سهام-یک جفت ارز خاص و …)

یادم میاد چند معامله نفت انجام دادم. خیلی خوش شانس بودم که دو سه معامله اول من با سود بسته شد. این موجب طمع بیشتر من شد. یکی از حساب هامو سر معامله نفت از دست دادم. یک بار هم با معاملات مکرر و خلاف جهت روند روی جفت ازر GBPUSD حسابم کال شد. بقیه مواقعی که کال شدم روی انس طلا بود. یک بار هم روی جفت ارز BTCUSD کال شدم. به نظرم بروکرهای فارکس مکان خوبی برای ترید ارزهای دیجیتال نیست.

قبل از آخرین کال‌مارجینی، آیا تجربه کال‌مارجین شدن را داشته‌اید و چند بار؟

بله. متاسفانه چندین چند بار کال شدم. شاید تا به حال ۶ یا ۷ بار این اتفاق افتاده. اکثرا حساب هام بالانس پایین در حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ دلار داشتند. ولی یک بار حساب بالای ۱۲۰۰ دلار را به خاطر انس طلا از دست دارم. یادم میاد همه چی خوب پیش میرفت ولی در عرض یک ربع کل حساب از دست رفت و من ماه ها دچار افسردگی شدم. احساس عجز و ناتوانی داشتم و فکر می کردم من نمی تونم موفق بشم ولی از طرفی هی به خودم میگفتم تمام این پول هایی که از دست دادم هزینه تجربه ای بوده که بدست آوردم. نمی تونستم این تجربه با ارزش رو به همین راحتی رها کنم. سه چهار سالی که من درگیر یادگیری و تمرین و از دست دادن پول بودم، هزینه های زندگی رو همسرم اداره می کرد. از لحاظ روانی به شدت تو فشار بودم. این فشار به قدری بود که به آستانه خودکشی هم رفتم. در صورت لزوم در این مورد بیشتر توضیح میدم. یک حساب ۵۰۰۰ دلاری رو هم به خاطر BTCUSD از دست دادم.

قبل از کال‌مارجین شدن و زمانی که حساب شما در ضرر شدید قرار گرفته‌بود، اقدام به واریز نقدینگی و شارژ مجدد حساب کردید؟

شاید یکبار این کار را کرده باشم. ولی اغلب اوقات در اون حد پول نداشتم که بتونم حساب رو به اندازه کافی شارژ کرده باشم.

تعداد معاملات باز شما در لحظه کال‌مارجین شدن، چند عدد بود؟

اغلب بالای ۵ معامله باز داشتم. یکی دیگر از دلایل کال شدن من هم همین مورد بود. تعداد معاملات زیادی باز میکردم و از عهده مدیریت آن بر نمی آمدم. ولی الان نهایتا سه معامله در روز باز می کنم. با بستن یک معامله سراغ معامله بعد میرم. سعی می کنم بیشتر از دو معامله باز در لحظه نداشته باشم. اغلب تکلیف هر معامله رو در پایان همان روز مشخص می کنم و موقع استراحت معامله بازی ندارم. شاید این یک ایراد باشه ولی فکر می کنم این روش برای تیپ روحی من مناسبه.

آیا از روش مارتینگل (کم کردن میانگین) در زمان کال‌مارجینی استفاده کردید؟

بله. از روش مارتینگل استفاده می کردم ولی اسم استراتژی رو نمیدونستم. کم کردن میانگین ذهنیتی بود که از بازار بورس در من مونده بود. ولی خیلی وقته دیگه این کار رو نمی کنم. ترجیح میدم از معامله با ضرر منطقی خارج بشم ولی از مارتینگل استفاده نکنم.

استیتمنت معامله گر

استیمنت معامله‌گر

در ریز معاملات این معامله‌گر، یکی از نکاتی که به چشم می‌خورد، تعداد معاملات سود‌ده با میزان سود‌های زیر ۱۰ دلار، و ضرر‌های حتی بالای ۱۰۰ دلار که باعث شده حتی وین ریت (Win Rate درصد معاملات سودده به ضررده) معاملات این معامله‌گر از ۵۰ درصد هم بیشتر باشد!
نکته دیگر این استیمنت، رعایت حجم در تعداد زیادی از معاملات در یک دوره مشخص و عدم رعایت آن در چند معامله که از اتفاق همان معاملات موجب ضررهای سنگین این معامله‌گر شده است.

سیستم معاملاتی شما چیست؟ (کدام روش تکنیکال و یا ترکیبی از تکنیکال و فاندامنتال و …)

داستان سیستم معاملاتی من کمی جالبه. من قبل از اینکه روی سیستم معاملاتی و تحلیلی کار کنم متوجه مشکل در مدیریت ریسک و سرمایه شدم و توانستم یک استراتژی بسیار ساده برای خودم ایجاد کنم. با این کار با اینکه استراتژی خاصی نداشتم و صرفا از چند ابزار تکنیکال کلاسیک استفاده میکردم حسابم با سرعت کمی در حال رشد بود. من بعد از ایجاد سیستم مدیریت ریسک و سرمایه سراغ کتاب پرایس اکشن آقای لنس بگز رفتم و به جرات می تونم بگم ۴ بار این کتاب رو خوندم. (هنوز هم دوست دارم اونو بخونم چون حاوی نکات ریز بسیاری هست) و با این روش پرایس اکشن کار می کردم. الان در حال مطالعه و تمرین روی سیستم های RTM و ICT هستم. که البته ارتباط برقرار کردن با این دو برام سخته. مخصوصا بحث استاپ هانتینگ که در چهار چوب این سوال نیست.
بسیار علاقه مند بودم و هستم که تحلیل فاندامنتال رو یاد بگیرم ولی احساس می کنم نمیتونم با اصطلاحات اون ارتباط بگیرم و برام خیلی سخته یاد گرفتنش. سعی می کنم اخبار مهم روز و شدت اهمیت اخبار رو از کانال UTOFX بخونم. قصد دارم بعد از تکمیل استراتژی معاملاتی (تکنیکالی) سراغ فاندامنتال برم و در حد توانم مطالعه کنم.

معاملاتی که به وسیله آن کال مارجین شدید، با تحلیل خود گرفتید و یا سیگنالی از دیگر تحلیل‌گران؟ (توضیح دهید از میزان اعتماد خود به تحلیلی که منجر به کال‌مارجینی شد)

به جرات می تونم بگم تا بحال ۹۰ درصد معاملاتم رو خودم تحلیل کردم (حتی با غریزه و اشتباه) و سعی کردم از جایی سیگنال نگیرم. ولی خب بعضی وقت ها نتونستم جلو خودمو بگیرم و از سیگنالهای دیگران هم استفاده کردم. ولی ترجیح میدم تحلیل اشتباه خودم رو به اجرا در بیارم ولی از کسی سیگنال نگیرم. شاید کار خوبی نمی کنم ولی تا الان از این کارم پشیمان نشدم. با اینکه با تحلیل اشتباه کال مارجین شدم. مورد دیگه ای که دوست دارم بهش اشاره کنم این هست که همیشه با اندیکاتور ها مشکل داشتم و قبول اینکه اونا می تونن درست سیگنال بدن برام منطقی نبوده و نیست.

معاملاتی که به وسیله آن کال مارجین شدید، چقدر با معاملات قبلی شما همخوانی داشت؟ (معاملات قبلی شما نیز خطر کال مارجین شدن را داشت و یا اینکه با نظم خاصی معامله می‌کردید؟)

همخوانی ۱۰۰ درصدی داشت. همه تکرار اشتباهاتی بود که قبلا انجام میدادم و اصرارم به اینکه با یک حساب صد دلاری هم میشه میلیونر شد. در اون دوره معاملات من نظم خاصی نداشت. توجهی به روانشناسی نداشتم. مدیریت ریسک و سرمایه نداشتم. از همه مهمتر قبول SL برام بسیار سخت بود.

آیا ژورنال معاملاتی دارید و اقدام به ثبت مستمر معاملات خود می‌کنید؟

بله. مدتی هست که ژورنال مینویسم ولی متاسفانه این کار رو مرتب انجام نمیدم. یکی از ایرادات الان من همینه

آیا سیستم معاملاتی مشخص (سیستم تحلیلی و برنامه مدیریت سرمایه) دارید؟ در معاملات به آن عمل می‌کنید؟

بله. از مدیریت سرمایه استفاده می کنم و به شدت به آن مقید هستم و تحت هیچ شرایطی از آن خارج نمی شوم. ولی در مورد سیستم تحلیلی همچنان در حال تحقیق هستم و در حال تکمیل آن هستم. به زودی کار نوشتن اون رو تموم میکنم. هر روز چند دقیقه مدیتیشن می کنم. تا قبل از باز شدن بازار لندن بازار رو بررسی می کنم و یا سعی می کنم کارهای خارج از خونه رو انجام بدم. سعی می کنم موقع سشن لندن پشت سیستمم باشم.

در ادامه، فایل صوتی از این معامله‌گر می‌شنوید که حاوی نکات خوبی برای معامله‌گران خواهد بود:

مهم‌ترین عامل ضرر و کال‌مارجین شدن خود را چه می‌دانید؟

عدم شناخت درست از ماهیت مارکت/ نداشتن آمادگی روانی برای ترید/ تصور اشتباه از شغل معامله گری/ نداشتن برنامه مدیریت ریسک و سرمایه/ نداشتن حداقل مقدار سرمایه اولیه/عدم تسلط کافی به یک استراتژی معامله گری

در مورد لحظه‌ها و روز‌های بعد از کال‌مارجینی بگویید. (توقف در معاملات برای مدتی یا اقدام سریع به شارژ مجدد حساب و یا واکاوی دلایل ضرر و کال‌مارجینی و …)

همه چیز اول از یک خوش بینی احمقانه شروع شد. حاضر نبودم برا معاملاتم استاپ لاس بذارم. وقتی حساب می رفت تو ضرر همچنان امیدوار بودم که قیمت برگرده. ولی هیچوقت بر نمی گشت. تازه یک فکر احمقانه هم به افکار قبلی اضافه میشد که الان می تونم دوباره یک پوزیشن با سایز بیشتر باز کنم که بعد از اینکه قیمت برگشت سریع تر وارد سود بشم ولی باز هم برنمی گشت. اگه اسم هدجینگ به گوشم نخورده بود شاید زودتر کال می شدم و می تونستم شکست رو قبول کنم ولی یه چیز هایی از هدجینگ هم شنیده بودم و یک پوزیشن بزرگتر در خلاف جهت گرفتم. اینبار قیمت برگشته بود و ضرر و زیان من روی یک عددی فریز شده بود. مشکل این بود که من فقط هدجینگ رو تا اینجاش بلد بودم و نمیدونستم چطوری باید مدیریت کنم. به محض اینکه یکی از پوزیشن ها وارد سود میشد از ترس اینکه همین سود کم رو از دست بدم اونو می بستم و دوباره حساب وارد ضرر سنگین تر شد. حالا گیج و حیرون بودم. خشم و عصبانیت هم اضافه شده بود. بلاخره یک لحظه ای فرا میرسه که یا شکست رو قبول می کنم و تمام معاملات رو دستی می بندم و شاید چند دلاری ته حسابم مونده باشه و در اغلب مواقع تا آخرین لحظه می مونم تا بروکر تمام معاملات رو ببنده و بعد کار مارجین میشم.
بهت زده به مانیتور خیره شدم و توان حرکت ندارم. خسته ام ولی خوابم نمیبره. دنبال مقصر می گردم و مقصری پیدا نمی کنم. نمی تونم یقه کسی رو بگیرم. جواب خانمم رو چی بدم؟ من که این همه از رشادت ها و موفقیت هام براش گفتم برای اون هم دنیای خیالی ساختم. شاید این شروع یک دوره افسردگی باشه. این داستان رو میشه ادامه داد. من ساعت ها می تونم از حال بعد از کال شدم بگم… با یک استاپ لاس در ناحیه منطقی و رعایت میزان حجم معامله می تونست هیچ کدوم از این اتفاقات نیافته.

چه توصیه‌ای برای سایر معامله‌گران دارید؟

قرار نیست هر چیزی رو که من تجربه کردم دوستان و مخاطب های من هم تجربه کنند. باور کنید این داستان پر غصه و پر تکراره. باور کنید هزاران نفر این راه رو رفتن و همه هم تجربه هاشونو رایگان در اختیار بقیه گذاشتند ولی نمی دونم چرا همچنان فکر می کنیم ما با بقیه فرق داریم./ باور کنید هر خبری ارزش خوندن نداره. خوندن بعضی مطالب برای روان یک تریدر سمه. هر مطلبی رو نخونیم ، وارد هر کانال مدعی آموزش نشید و هر فیلم آموزشی رو نگاه نکنید. قبل از هر چیزی در مورد تیمی که در پشت اون کانال یا مجموعه هست تحقیق کنید. ترید کردن هم مثل باقی مشاغل هست و برای کسب مهارت باید تلاش و تمرین کرد. / تریدر شخص خوش باور و ساده لوحی نیست. به دنبال یک دید منطقی در بازار می گرده و خیال بافی نمیکنه. ترید راه یکشبه پولدار شدن نیست. تریدر برای موفقیت نیاز به دانش، صبر داره. تریدر قمارباز نیست.
با سرمایه منطقی وارد بازار بشین. با یک یا دو هزار دلار نهایتا میشه در حد حداقل های زندگی درآمد کسب کرد نه بیشتر. به نظر من با مبلغی کمتر از ۱۰۰۰۰ دلار نمیشه به درستی کار کرد و حساب رو مدیریت کرد.
من با کمک همسرم تونستم تا اینجا ادامه بدم. اگر شغل ایشون توان تامین نیازهای اولیه زندگی نداشت، من نمی تونستم تمام وقت روی یادگیری و کار تمرکز کنم. پس تا زمانی که از بابت حداقل های زندگی خیالتون راحت نشده معامله گر فول تایم نشید.
اول تمام بدهی ها و قرضاتونو بدین بعد اگر پولی موند باهاش ترید کنید. ترید ساده است ولی اصلا راحت نیست.

به نظر شما می‌توان به معامله‌گری به عنوان یک شغل به عنوان درآمد اول نگاه کرد؟

با در نظر گرفتن بعضی پارامترهایی که در بالا گفتم و بعد از کسب تجربه کافی میشه به ترید به عنوان یک شغل و درآمد اول نگاه کرد. امروزه برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک، به حداقل ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه نیاز داریم. معامله گری هم برای شروع حرفه ای نیاز به سرمایه کافی داره.

با تشکر از معامله‌گر عزیز بابت این مصاحبه و تشکر از شما، بابت مطالعه این مقاله. در بخش نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.

برای پیگیری اخبار روز و فوری فارکس و بازارهای جهانی به کانال تلگرام UtoFX بپیوندید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.