رفتارهای هیجانی معامله گران


روانشناسی در معامله‌گری

خیلی وقتها در محافل خصوصی و خانوادگی و دوستانه صحبت از شغلهای گوناگون و سختی بعضی شغلها می شود . در مورد سختی مشاغل مختلف هر کس نظری دارد . برخی شغل کار در معدن را ( به علت شرایط سخت کار ) ، برخی جراح مغز را ( به خاطر مسئولیت زیاد و احتیاج به دقت و تبحر زیاد ) و برخی کار در کوره های ذوب آهن ( به خاطر خطرات حین انجام کار و حتی عوارضی که بعد ها دامنگیر افراد می شود ) را سخت ترین شغل ها می دانند . اما واقعا شغل سخت چیست و چه شغلهایی سخت محسوب می شوند . به یک تعریف ساده مشاغلی که فرد طی سالها فعالیت در آن دچار مشکلات جسمی و روحی و بیماری می شود شغل سخت محسوب می شوند و دارای تقسیم بندی های خاصی هستند . معیار سختی یک شغل میزان آسیب هایی است که ممکن است شغل برای شاغلین داشته باشد ( حتی اگر تمام مواردی ایمنی هم رعایت شود ) .

اما صرف نظر از مبحث بالا آیا شغل آسان هم داریم ؟ خوب در این خصوص هم نظرات متفاوتی وجود دارد و افراد در مقایسه با شغلهای سخت ، برخی شغلها را آسان می دانند . ممکن است کسی طلافروشی یا کارهای دفتری را شغلی آسان بداند . اما واقعیت این است که هیچ شغل آسانی وجود ندارد و هر شغل دارای ریسکها ، مشکلات و سختی های خود هست هرچند برای کسانی که تجربه آن را ندارند ممکن است شغل آسانی به نظر برسد . خوب در این مقاله قرار نیست به بررسی حرفه ها مختلف و بررسی سختی کار بپردازیم . ما در اینجا یک سوال اساسی داریم :

آیا شغل معامله گری در بازارهای مالی ، آسان است ؟

این مقاله را زمانی می نویسم ( مرداد 1399 ) که تب بورس همه جامعه را فرا گرفته و تقریبا در همه جا صحبت از آن است و به جرات می توان گفت که بورس تابحال چنین روزهایی را به خود ندیده است و ورود حجم پول و مردم جامعه به آن بی سابقه است . بسیاری از مردم با فروش اتومبیل ، گرفتن وام و …. به هر طریقی می خواهند از قافله سود های سرشار این روزها عقب نمانند . اما اینجا یک نکته خیلی مهم خودنمایی می کند . آیا این مردم هیچ تجربه ای در این کار دارند ؟ آیا در این زمینه تحصیلات دارند و آموزش دیده اند ؟ تقریبا اکثر کسانی که در حال ورود به این بازار هستند هیچ تجربه و تخصصی ندارند و صرفا با دیدن سود زیاد و این فکر که معامله گری کار راحتی است وارد گود می شوند .

حال یک سوال دیگر :

اگر به شما بگویند شغل برقکار صنعتی ( یا هر شغل دیگر ) درآمد فوق العاده ای دارد ، شما فورا شال و کلاه می کنید و می روید به عنوان یک برقکار استخدام شوید ؟ به فرض اینکه حتی شرکتی که قرار است در آن کار کنید ادعای شما را پذیرفت و بدون هیج آزمونی به شما اجازه فعالیت داد آیا شما این ریسک را قبول می کنید که در کاری که هیچ تجربه و تخصصی ندارید شروع به کار کنید ؟ نتیجه چنین کاری چه خواهد شد ؟ بی شک در همان ساعات اول جان خود و دیگران را به خطر خواهید انداخت یا حداقل خسارت مالی به بار خواهید آورد . خوب وقتی ما در شغلی مهارت نداریم عقلا از ورود بدون آموزش به آن خودداری می کنیم اما واقعا چرا اکثر مردم در مورد ورود به حرفه معامله گری بدون هیچ تردیدی ( بدون داشتن تجربه و تخصص ) اقدام می کنند و انتظار دارند موفق هم باشند . واقعا چرا ؟

حال مسئله را با دقت بیشتری بررسی می کنیم . کلا برای موفقیت در یک حرفه دو مرحله وجود دارد :

  • مراحل راه اندازی یک کسب و کار و یا موفقیت در آزمون ورودی و استخدامی و جلب نظر کارفرما برای به دست آوردن یک کار
  • توانایی های فکری و جسمی برای ادامه آن کسب و کار یا موفق بودن در انجام شغلی که در یک سازمان به دست آورده ایم ( در یک دسته بندی کلی ما یا برای خودمان کار می کنیم یعنی یک کسب کار شخصی داریم و یا برای دیگران کار رفتارهای هیجانی معامله گران می کنیم مثلا کارمند یا کارگر یک شرکت هستیم ). در هر دو صورت پس از ورود به هر حرفه ای توانایی برای غلبه بر مشکلات و سختی ها و داشتن توان لازم برای موفقیت در ادامه کار بسیار مهم است .

مرحله اول :

معمولا برای اینکه در یک شغل استخدام شویم لازم است که قبلا در آن زمینه مهارت و تخصص لازم را بدست آوریم که برای این منظور باید در دانشگاه یا مراکز مشابه علمی و فنی آموزش دیده باشیم . معمولا شرکت ها برای استخدام افراد ، از آنها مدارک تحصیلی مرتبط و سوابق کاری می خواهند و از آزمونهای کتبی ، عملی و مصاحبه برای ارزیابی و انتخاب بهترین افراد استفاده می کنند . پس هیچ شرکتی حاضر نیست بدون ارزیابی و اطمینان از مهارت و تخصص افراد آنها را بکارگیرد و برای داشتن یک شغل معمولی در یک سازمان باید سالها تحصیل کنند و آموزش ببینند و حتی بعد از استخدام نیز آموزشهای مرتبط با شغل همچنان ادامه دارد .

از طرف دیگر برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک به غیر از تخصص و تجربه ( که برای به دست آوردن آن احتیاج به ساعتها آموزش به صورت رسمی ( مثلا در مراکز فنی حرفه ای ) و سنتی ( مثل شاگردی کردن ) و کسب تجربه در بازارهای کار احتیاج به مجوزهای همچون پروانه کسب ، مدرک فنی حرفه ای ، تایید سلامت فردی و بهداشت محل کار ، نداشتن سوء سابقه و بسیاری موارد دیگر دارد .

سوال : برای ورود به شغل معامله گری چه مدارک و مجوزهایی لازم است ؟

پاسخ : یک کد بورسی و شارژ حساب . والسلام

همانطور که می بینید وارد شدن به هیچ شغلی به اندازه معامله گری بورس آسان نیست و شاید به همین خاطر است که به محض رسانه ای شدن سودآور بودن بورس ، همه برای ورود به آن هجوم می آورند .

مرحله دوم :

در یک حرفه پس از راه اندازی آن یا استخدام در یک شرکت ، مهم ادامه آن برای رسیدن به اهداف و موفق بودن است . بعضی کارها ممکن است مرحله اول آسان باشد ( راه اندازی ) ولی ادامه دادن سخت باشد و یا بالعکس شغلهایی هستند که ورود به آنها مشکل باشد ولی ادامه آن زیاد سخت نباشد .

همانطور که دیدید ورود به دنیای بازارهای مالی آسان است اما آیا ادامه آن و رسیدن به سود آوری مستمر در بلند مدت نیز آسان است .

طبق آمار ( منبع ش را نمی دانم ولی زیاد شیده ایم ) بیش از 90% کسانی که وارد جرگه معامله گران می شوند پس از مدتی با از دست دادن قسمت زیادی از دارایی خود ( حتی همه آن ) با سرخوردگی این بازار را ترک می کنند . تاثیرات این شکست تا مدتها بعد گریبانگیر خود و خانواده شان خواهد بود .

نکته مهمی که در اینجا قابل ذکر است این است که اشتباهات و خطاهایی که ما در حرفه خود انجام می دهیم ممکن است به دیگران آسیب مالی یا جسمی وارد کند ولی در این شغل تنها خودمان هستیم که در معرض آسیب های احتمالی خواهیم بود .

پس نتیجه ای که تا اینجا گرفتیم این است که معامله گری ، حرفه ای است که ورود به آن آسان است و به علت احتمال بدست آوردن سودهای زیاد در آن ، مردم وسوسه می شوند که بدون آموزش و تجربه وارد آن شوند و به راحتی سرمایه خود را در خطر بیاندازند ، غافل از اینکه این دریا به آن اندازه که آرام به نظر می رسد بی خطر نیست .

دنیای بازارهای مالی ، دنیایی متفاوت

همه ما از کودکی در محیط هایی بزرگ شده ایم که تحت نظارت دیگران بوده ایم . در خانه ، مدرسه ، محل کار و محیط جامعه تحت کنترل و نظارت والدین ، معلم ، مدیر ، پلیس و قانون بوده ایم و برای هر خطایی مورد مواخذه قرار گرفته ایم . همیشه باید طبق قوانین و هنجارهای محیط هایی که در آن بودیم ، رفتار می کردیم و به این گونه زندگی عادت کرده ایم . اما وقتی وارد محیط جدید ( بورس ) می شویم دوباره همان ذهنیت را داریم ولی اینجا دنیای متفاوتی است .

دنیای جدید دنیایی است پر از سود ، پر از ریسک و پر از احساسات و البته بدون هیچ ناظری . اینجا می توانی هر وقت ارده کردی خرید و فروش کنی هر اندازه سرمایه که داری وارد معامله کنی . سود کنی ، ضرر کنی و البته کسی شما را به علت اشتباهاتتان و ضررهاتان مواخذه و تنبیه نخواهد کرد . شما آزاد هستید . آزاد آزاد .

دقیقا یکی از مهمترین تفاوتهای دنیای جدید با محیط های قبلی همین است و البته این نکته بسیار تعیین کننده است .

در محیط جدید تنها کسی که ناظر ماست خودمان هستیم . کنترل ترس ، طمع ، احساسات ، هیجانات ، پایبند بودن به استراتژی و قوانین کاری ( مدیریت سرمایه – مدیریت ریسک و … ) کلید موفقیت ماست و البته کسی نیست که ما را مجبور کند که به قوانین خود ( قوانینی که خودمان بر اساس علم و تجربه شخصی پذیرفته ایم و کسی به ما را ملزم به قبول و رعایت آنها نکرده است ) پایبند باشیم . کسانی بوده اند که سالها طبق اصول کاری خود معامله کرده اند ولی به علت اینکه فقط در یک یا چند معامله از قوانین خود پیروی نکرده اند ، کل سرمایه خود را از دست داده اند .

منظبط بودن شرط موفقیت در بازارهای مالی است .

انسانهای موفق در بازارهای مالی باید انسانهای خودساخته ای باشند . شاید پایبند بودن به چند قانون ساده کار ساده ای به نظر آید اما در عمل ، کاری است بسیار دشوار . به عنوان مثال یکی از قوانین مهم خروج از بازار بعد از رسیدن به حد ضرر است . اما به علت اینکه ذهن ما ذاتا آمادگی پذیرش ضرر را ندارد و به هر طریقی سعی می کند که آن را توجیه کند و تمام علایم آشکار ریزش قیمت را نادیده می گیرد و حتی وقتی قیمت از حد ضرر عبور می کند هم به امید بازگشت قیمت ، از معامله خارج نمی شود و به قولی وارد باتلاق ضرر می شود . این قانون بر روی کاغذ بسیار ساده است اما همه کسانی که در بازار مالی کار کرده اند می دانند که چقدر اجرای آن سخت است . بقیه قوانین هم به همین صورت در ظاهر ساده اند اما در عمل اینگونه نیست . کنترل احساسات بخش مهم کار است . کنترل ترس و طمع ( که برخی اساتید طمع را هم نوعی ترس می دانند . در واقع ترس از دست دادن سود بیشتر ) کار انسانهایی است که ذهنی آرام و قوی و روحیه ای محکم دارند .

کسانی که تجربه ای در معامله گری ندارند کار را ساده می پندارند . خرید در کف و فروش در سقف قیمتی . به همین راحتی . و به همین خاطر است که به سادگی وسوسه می شوند تمام سرمایه خود را وارد این رفتارهای هیجانی معامله گران کار کنند و حتی با فروش خانه و اتومبیل و گرفتن وام وارد این میدان شوند و البته ممکن است در ابتدا هم سودی ببرند اما در بلند مدت تمام داشته های خود را بر باد می دهند . امروز که در حال اتمام این نوشته هستم ( 22مرداد 99 ) چند روزی است که بازار در حال اصلاح و یا شاید ریزش باشد . در این روزها می توان براحتی ترس را در نوع معاملات دید . واقعا استرس این شغل در این روزها خصوصا برای کسانی که بدون تجربه و رعایت قوانین حرفه ای وارد آن شده اند ، کشنده است . کار ، کار ساده ای نیست . و این را به تجربه یافته ام و واقعا انسانهای موفق در این کار را انسانهایی خود ساخته می دانم . زمانهایی که همه در حال خرید هیجانی هستند تو باید بر اساس استراتژی خود بر طمع خود غلبه کنی و خرید نکنی و ممکن است در زمانی که دیگران هیجان زده می فروشند تو بر ترس خود غلبه کنی و بخری . در واقع معامله گری یک کار سنگین ذهنی است که فشار آن با فشار روانی فینال مسابقات جهانی برابری می کند .

مارک داگلاس در کتاب معامله گر منظبط می گوید ” مردم معامله گری را کار آسانی می دانند در صورتی که اینگونه نیست ” یا کورتیس ام.فیث در کتاب معامله گری از عمق وجود می گوید : “معامله گری کار آسانی است ولی برخی آنرا پیچیده می کنند چرا که فکر می کنند با کار راحت نمی شود پول درآورد و حتی برای رسیدن به درآمد زیاد باید کار سخت انجام داد برای همین معامله گری را برای خودشان پیچیده می کنند و در آخر در کتاب ذهن زیبا در بورس ( نویسندگان توماس ویتنر / أندرتاس فریچ ) می خوانیم :” معامله گری کار ساده ای است ولی آسان نیست .” این بزرگان که همه در حوزه مسائل روانشناسی معامله گری تحقیق می کنند و خود از معامله گران با تجربه و وموفق هستند هر یک از نقطه نظر خود معامله گری را بررسی کرده اند و هر سه البته درست می گویند . مارک داگلاس معتقد است که مردم معامله گری را کار راحتی می دانند ، که در این زمینه مفصل صحبت کردیم و علل آن را بیان کردیم اما نکته جالب در کتاب مورتیس ام.فیث این است که وی معامله گری را کار راحتی می داند . نظر ایشان این است که اگر کسی اصول معامله گری را درست یاد بگیرد ( استفاده از نیم کره سمت چپ مغز ) و معامله گری را با اصول درست آن انجام دهد پس از مدتی تواند قدرت استفاده از شهود ( استفاده از نیمکره سمت راست ) در معامله گری را پیدا کند و باید به شهود خود اطمینان کند و آنرا پرورش دهد و بتواند در معاملات به سرعت تصمیم گیری کند (خصوصا در معاملات کوتاه مدت روزانه) و کم کم توانایی استفاده از هر دو نیمکره مغز را بدست آورد . وی معامله گری را بعد از طی کردن همه مراحل یعنی یادگیری اصول و به کاربردن و تکرار آنها تا به دست آوردن تجربه در استفاده از قدرت شهود ( حذف کردن جزئیات و مدل سازی با یک نگاه کوتاه به نمودار و تصمیم گیری سریع ) کاری ساده می داند نه اینکه این شغل برای افراد بدون تجربه و تخصص کار ساده ای باشد .

و در نهایت در کتاب ذهن زیبا در بورس به جمله ای می رسیم کامل و ساده : “معامله گری کار ساده ای است ولی آسان نیست ” . بسیاری افراد هستند که همیشه دنبال اندیکاتورهای پیچیده ، نرم افزارهای تخصصی و تکنیکهای خاص ( که البته من منکر فواید و کاربرد آنها نیستم ) می گردند و فکر می کنند برای موفقیت در معامله گری احتیاج به علمی خاص هست که فقط افراد خاصی از آن اطلاع دارند در حالی که واقعا اینگونه نیست . بسیاری از موقعیت های معامله با یک تحلیل ساده و بدون استفاده از انبوه اندیکاتورها و تحلیل های پیچیده قابل دستیابی هستند واتفاقا سود خوبی هم می دهند . به گفته هری کارپنتر در کتاب غول درون ” وقتی تئوری های زیادی برای برای توضیح یک پدیده در دسترس باشند ، به احتمال زیاد ساده ترین آنها ، صحیح ترین آنهاست . طبیعت در جستجوی ساده ترین راه هاست ” .

این اصل در معامله گری نیز صدق می کند .

در واقع قوانین کار ساده اند ولی اجرای به موقع و درست آنها آسان نیست . پیدا کردن یک یا چند استراتژی که با روحیات فرد سازگار باشد و اطمینان به سودآوری آنها در بلند مدت و داشتن مدیریت سرمایه و مدیریت ریسک کار سختی نیست اما مهم پایبند بودن و اجرای دقیق و به موقع آنها می باشد .

در پایان بد نیست نگاهی بیندازیم به شکل زیر که چرخه روانشناسی در بازار را نشان می دهد . این شکل برای افرادی که سهمی را خریده اند ترسیم شده است ( پوزیشن buy) . همانطوری که می بینید وقتی بازار در راستای خرید ما در حال رشد می باشد احساساتی مانند خوش بینی – شور و شوق – هیجان و رضایتمندی وجود ما را فرا می گیرند و هنگامی که کم کم بازار در نزول قرار می گیرد هیجاناتی مانند اضطراب تا افسردگی ما را درگیر خود می سازند . دو نکته مهم در این خصوص وجود دارد . نکته اول اینکه هر معامله گر توان کنترل این احساسات را در وجود خود داشته باشد و نکته دوم اینکه یک معامله گر بتواند احساسات معامله گران دیگر را در هر زمان تشخیص داده و بازار را پیش بینی کند و برای ورود یا خروج از آن به موقع اقدام نماید .

22 3

نتیجه گیری

هیچ کاری سخت نیست و هیچ کاری ساده نیست . برایان تریسی معتقد است برای رسیدن به مهارت و موفقیت در یک شغل باید روزی حداقل 2 ساعت وقت برای یادگیری آن اختصاص دهید و برخی محققین 10000 ساعت کار برای سرامد شدن در یک حرفه را لازم می دانند . یادگیری و تجربه اندوزی مستمر ، کلید موفقیت هستند . معامله گری هم از این قاعده مستثنی نیست . اگر بدون آموزش و کار توانستید در شغل دیگری موفق باشید در معامله گری هم می توانید . شغلی لذت بخش و پر از هیجان و سود که اگر بدون تجربه وارد آن شوید زندگی خود و خانواده تان را تباه خواهید کرد . آموزش و کار کردن در محیط های مجازی ( دمو ) و سپس تجربه اندوزی با پول کم در دنیای واقعی و پرورش و آماده کردن ذهن برای کار با پول های بزرگتر ، کلید کار است . بهترین معلم بازار است و البته سخت گیرترین آنها . بزرگترین درسها را وقتی می آموزیم که ضرر می دهیم . ضرر دادن جزء کار است و هزینه شغل مان . باید آن را بپذیریم و به موقع برای توقف آن اقدام کنیم . هر شغلی هزینه هایی دارد و هزینه این شغل ضرر دادن است . پرورش جسم و ذهن ، آرامش روح ، تمرکز لازمه موفقیت در این حرفه اند . برای داشتن ثروت ابتدا باید ذهنی ثروتمند داشت . سالم و پرسود باشید.

رفتارهای هیجانی معامله گران

علم مالی رفتاری که کاربرد روانشناسی در دانش مالی می باشد بحثی است که در سال 2009 به دلیل ترکیدن حباب قیمتی سهام شرکت های تکنولوژی ایجاد شده است. این علم به بررسی پروسه تصمیم گیری سرمایه گذاران و عکس العمل آنها نسبت به شرایط مختلف بازار های مالی می پردازد و تاکید آن بیشتر به تاثیر شخصیت فرهنگ قضاوت های سرمایه گذاران، بر تصمیم گیری سرمایه گذاری می باشد.

در بازار سرمایه پدیده های جدیدی مثل واکنش معامله گران به اطلاعات جدید و ایجاد نوسان های غیر عادی در بازار و هم چنین حبابی که در اثر رسانه های جمعی در قیمت ایجاد میشود در تضاد با کارایی بازار سرمایه است.

رفتار جمعی در بازار سرمایه می تواند تاثیرات مخربی بر بازار سرمایه داشته باشد. رفتار جمعی به رفتاری تعبیر میشود که سرمایه گذاران در یک دوره زمانی مشخص، معاملات یکنواخت و هم جهتی را انجام می دهد و چنانچه دلیل بروز رفتار جمعی سرمایه گذاران استفاده از اطلاعات مشترک باشد در آن صورت رفتار جمعی کاذب یا رفتار جمعی غیر عادی می باشد.زمانی که سرمایه گذاران به دلایل منطقی و یا غیر منطقی،اطلاعات و یا تحلیل های شخصی خود را نادیده گرفته و اقدام به تبعیت و تقلید از تصمیمات دیگران می کنند اینگونه رفتار را می توان رفتار جمعی عمدی نام برد.از اینگونه رفتارها در بازار سرمایه به وفور یافت می شود که از جمله آن را می توان در رفتارهای هیجانی معامله گران بازار سهام ایران نام برد.اینگونه تقلید های رفتاری زمانی بروز می کند افراد از ترس اینکه تصمیمات آنها مغایر با عرف تلقی شود از ایده ها و عقاید شخصی که دارند چشم پوشی کرده و مطابق با جمع عمل کنند.

تاثیر احساسات در تصمیم گیری سرمایه گذاران

.همه ما میدانیم که این اشخاص هستند که باعث ایجاد حرکات در بازار بورس می شوند.این ویژگی منجر به رفتارهایی در بازار می شود که این رفتار ها گاها باعث میشود ما نیز منطق را کنار گذاشته و هیجانی عمل کنیم و این عمل باعث ضرر های ما می شود.

یک قائده ساده در بازار سرمایه وجود دارد که می گوید همیشه خلاف آب شنا کنید یعنی در زمانی که فروشنده ها در بازار قدرتمند ظاهر می شوند و در حال فروش سهام می باشند شما خرید کنید و برعکس زمانی که همه به دنبال سهمی برای خرید آن هستند و آن را در آینده دست نیافتنی می پندارند اقدام به فروش و خروج از بازار کنید.این موضوع در جریان بحران مالی سال 2008 آمریکا بسیار پر رنگ ظاهر شد به گونه ای که باعث سقوط بازار های مالی و ورشکستگی چندین شرکت تامین سرمایه شد و قیمت نفت خام از 120 دلار به 30 دلار سقوط کرد. وضعیت بسیار بدی در این شرایط بر بازار حاکم شد و همه شتابان در حال خروج از بازار بودند .عمده دلیل شروع این بحران را اوراق رهنی مسمومی بودند که توسط این بانک ها برای خرید خانه به شهروردان آمریکایی بدون هیچ پشتوانه مالی داده شد.در همین اوضاع و احوال بازار بورس تهران نیز از این قائده مستثنی نبود و همگام با کاهش قیمت های جهانی نیز شرکت های بورس تهران نیز کاهش های چشمگیری را دنبال کردند.در این هنگام سرمایه گذارانی که به دنبال سرمایه گذاری بلند مدت بودند با خرید سهام در قیمت های کف ،سود های خوبی را در آینده بدست آوردند.

از این نمونه ها نه تنها در زمان بحران مالی بلکه در حالت عادی هم وجود دارد.زمانی که شایعه ای در بازار پخش می شود سرمایه گذاران به دنبال اصل آن شایعه نمی روند که متوجه شوند آن شایعه درست است و یا نه و تنها در آن لحظه به فکر فروش سهام خود می باشند .گاها این شایعات توسط عده ای سفته باز در بازار به وجود می آید که خواهان کاهش قیمت سهام و از طرفی به اصطلاح جمع کردن سهام در قیمت های کف می باشند و بعد از اینکه خرید های خود را تکمیل کردند و خرید های خوبی انجام دادند اقدام به افزایش قیمت سهام در بازار می کنند و همان سهام هایی را که به قیمت پایین خریدند به قیمت بالا به بازار می فروشند.از سوی دیگر یکی از اشتباهاتی که توسط سرمایه گذاران تکرار می شود اعتماد به نفس بیش از حد می باشد.مغرور شدن به تجربیات موفق قبلی و یا تصور غلبه بر نیروهای بازار می تواند در بلند مدت عواقب زیانباری را به همراه داشته باشد.بسیار مشاهده شده است که سرمایه گذاران با خرید چند سهم و بدست آوردن سود مناسب در آن جا به هر دلیل از جمله رشد کلی بازار آنچنان احساس یک تحلیل گر به آنها دست می دهد که ممکن است با تحلیل خود هر چند غلط وارد سهمی شده و در پی ضرر های پی در پی در آن سهم حاضر به خروج از آن سهم نبوده و با اصرار بر تحلیل خود در بلند مدت سرمایه خود را از دست می دهند.به همین دلیل نیاز است نیاز است سرمایه گذاران چند نکته را در بازار رعایت کنند.

چند توصیه ی مهم رفتاری به سرمایه گذاران :

1- از خرید و فروش هیجانی در بازار اجتناب کنند.

2- به اخبار و شایعات در موردشرکت ها توجه نکنند.

3- از سفته بازی در بازار سهام پرهیز کرده و استراتژی خود را بر پایه دیدگاه میان مدت و یا کوتاه مدت قرار دهند.

شش مهارت اساسی معامله‌گران بزرگ

تقریباً هر فردی می‌تواند معامله‌گر شود اما اینکه به یکی از معامله‌گران برتر تبدیل شود به چیزی بیش از سرمایه و لباس رسمی نیاز دارد. به خاطر داشته باشید که دنیایی از افراد به دنبال پیوستن به صفوف معامله‌گران برتر و کسب سود از این طریق هستند اما تعداد بسیار کمی ‌از آنها به این سطح نزدیک می‌شوند. معامله‌گران برنده مستمر تقریباً به اندازه بلیط‌های برنده چند میلیون دلاری لاتاری نادر هستند.
یکی از پیش نیازهای تبدیل شدن به یک معامله‌گر ارشد، آموزش کافی در زمینه بنیادهای اقتصاد، بازارهای مالی و تحلیل تکنیکال است. افراد تحصیل کرده، آگاه و بسیار باهوش زیادی هستند که هرگز موفق به کسب عنوان معامله‌گر برتر نشده‌اند. تفاوت اساسی بین معامله‌گران برنده و بازنده به شش مهارت بنیادین بستگی دارد. بر این مهارت‌ها مسلط شوید تا به یک استاد موفق معامله‌گری تبدیل شوید.

شش مهارت اساسی معامله‌گران بزرگ

مهارت‌های شماره ۱ و ۲ – تحقیق و آنالیز

توانایی انجام تحقیق با کیفیت و آنالیز جامع بازار برای موفقیت در تجارت ضروری است. معامله‌گران بزرگ مهارت‌های خود را در زمینه تحقیق دقیق اوراق بهادار مورد معامله خود توسعه می‌دهند و سپس مهم‌تر اینکه قادر به تعیین دقیق تأثیر احتمالی این اطلاعات در یک بازار خاص هستند.
معامله‌گران بزرگ با استفاده از اطلاعات بازار اعم از اطلاعات بنیادی اقتصادی، حرکات قیمتی و معاملات صورت گرفته برای سازگاری و نزدیک شدن موثر به بازار استفاده می‌کنند. (منظور از موثر در نظر داشتن نسبت‌های ریسک به پاداش، احتمال موفقیت و سطح ریسک است).
مهارت‌های تحلیلی بسیار حیاتی هستند زیرا به یک معامله‌گر امکان می‌دهند روند (یا فقدان آن) را بهتر بشناسد و از حرکات قیمت یا پرایس اکشن در نمودارهای متفاوت و چهارچوب‌های زمانی مختلف و کل بازار استفاده کند.
همانطور که یک بازار و الگوها و روندهای را تجزیه و تحلیل می‌کنید، لازم است تعیین کنید که چه رویکردهای تکنیکالی مناسب هستند. ما پیشنهاد می‌کنیم که تمرکز کمتر بر روی کسب سود و بیشتر بر روی اقدام مناسب در زمان مناسب باشد که نگرش بنیادین و ضروری برای رشد و تکمیل مهارت‌های تحلیلی است. تمرکز بر روی بازار و نه پول موجود در حساب معاملاتی، شما را قادر می‌سازد در هر شرایط بهترین تصمیمات عینی را اتخاذ کنید و انجام این مهم شما را قادر می‌سازد در نهایت عاقلانه‌ترین و سودآورترین معاملات را انجام دهید. تقریباً تمام «جادوگران بازار» که جک شواگر Jack Schwager در کتاب‌ معروف خود «جادوگران بازارهای نوین» با آنها مصاحبه کرده است، اظهار داشته‌اند که تنها بر روی بازار و معاملات خود تمرکز می‌کنند، نه بر روی مانده حساب. صرفنظر از اینکه یک معامله باعث کسب یک دلار یا یک میلیون دلار ‌شود آنها صرفاً در صدد دستیابی به بازار مناسب هستند.

معامله‌گران بزرگ

مهارت شماره ۳ – آداپته کردن تحلیل بازار برای تغییر شرایط بازار

معامله‌گران بزرگ معمولاً استراتژی‌ها و تکنیک‌های معاملاتی خود را توسعه می‌دهند تا بارها و بارها از آنها استفاده می‌کنند. با گذشت زمان هر معامله‌گر مجموعه ابزارهای شخصی خود در زمینه روش‌ها، مانورها، استراتژی‌ها و تاکتیک‌های معاملاتی را جمع آوری می‌کند. بسیار مهم است که سبک معاملاتی مخصوص به خود را داشته باشید، مانند ترکیب خاصی از شاخص‌های تکنیکال که معاملات با احتمال موفقیت زیاد را به شما نشان ‌دهد.
داشتن ترفندهای معاملاتی واقعی و امتحان شده اتفاق خوبی است. یک خصلت معامله‌گران بزرگ عادت به رصد کردن مداوم بازار و مد نظر قرار دادن علائم و نشانه‌هایی از تغییر یا شکل گیری الگوی جدید در بازار است که سیگنالی جهت آداپته کردن استراتژی معاملاتی بر اساس وضعیت جدید بازار است.

مهارت شماره ۴ – ماندن در بازی

صرف نظر از صنعت، شرکت یا شغل خاص، همه در حرفه خود با اوج‌ها و فرود‌هایی روبرو می‌شوند. اگر یک معامله‌گر تمام وقت هستید، ناگزیر با سودهای قابل توجه و در سایر مواقع با ضررهای قابل توجه روبرو خواهید شد. دوام آوردن در بازی معاملات، مهارتی بی بدیل و حیاتی است که هر معامله‌گر بزرگی از آن برخوردار است.
البته هنگامی‌ که حرکات قیمت به سود حساب بانکی شما باشد هیجان زده شدن و اتخاذ تصمیمات احساسی آسان است. طبیعت بشر به گونه‌ای است که وقتی نتایج خوب هستند به روش‌های خاصی عمل کنیم. اما روزهایی نیز وجود خواهد داشت که بازار کاملاً برعلیه شما خواهد بود. به جای هیجان زده شدن در مورد معاملات خود بهتر است در مواقعی مانیتور کامپیوتر خود را خاموش کنید یا بستر معاملاتی خود را ببندید.
یک معامله‌گر ارشد می‌فهمد که هیچ یک از هیجانات بازار برای همیشه دوام نخواهند داشت و پایبندی به استراتژی در دوران اوج و فرود مهارتی است که شما را قادر می‌سازد تا یاد بگیرید، رشد کنید و کسب سود کنید.
بخش مهمی ‌از توانایی ماندن در بازی تمرین مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه است. معامله گران موفق از حد سود و حد ضرر استفاده می‌کنند و هرگز در معاملات خود بیش از حد ریسک نمی‌کنند. وارد موقعیتی نشوید مگر اینکه دارای نسبت‌ مناسب ریسک به پاداش باشد. به عبارت دیگر آنچه در صورت درست بودن تحلیل به دست می‌آورید بایستی به طور قابل توجهی بیشتر از ضرری باشد که در صورت اشتباه کردن از دست خواهید داد. چرا باید مثلاً ۵۰۰ دلار سرمایه را برای ۱۰۰ دلار سود ریسک کنید حتی اگر آنالیز بازار کاملاً درست باشد؟ این اعداد به نفع شما نیستند. حتی اگر چنین به نظر می‌رسد که یک فرصت مناسب معاملاتی مانند یک چرخش عمده در بازار وجود دارد ولی نمی‌توانید یک نقطه ورود کم خطر را بدست آورید، بایستی منتظر بمانید تا یک موقعیت مناسب ورود دیگر به معامله را پیدا کنید.

مهارت‌های شماره ۵ و ۶ – نظم و انضباط و صبر

دسیپلین و صبر دو مهارت بسیار نزدیک به هم هستند که هر معامله‌گر بزرگی به آنها نیاز دارد. همانطور که در بالا اشاره کردیم، ماندن در بازی مهم است زیرا به شما امکان می‌دهد هم اوج و هم فرود را تجربه کنید، از آنها یاد بگیرید و تغییرات لازم را در سبک معاملاتی خود اعمال کنید. یک معامله‌گر باید هم صبور باشد و هم نظم و انضباط لازم را داشته باشد تا خصوصاً در روزهایی که سودی وجود ندارد به استراتژی خود پایبند بماند.
به عنوان مثال یک معامله‌گر صبور و منظم می‌داند که اغلب اوقات بدترین جلسات یا روزهای معاملاتی با جلسات و روزهای بهتری دنبال می‌شود. بخاطر داشته باشید که یک قسمت اساسی از رفتار بازار نوسانات و بالا و پایین است. جلساتی که قیمت روند ثابتی دارد و حجم معاملات بسیار پایینی دیده می‌شود ممکن است چندین روز ادامه داشته باشد، اما یک معامله‌گر منضبط می‌داند که پاداش صبر داده می‌شود، بنابراین منتظر می‌ماند تا قبل از ورود به بازار و به خطر انداختن پول خود، یک روند مهم آغاز شده باشد.
یکی از رایج‌ترین اشتباهات معامله‌گران، ورود به موقعیت‌های معاملاتی در شرایطی است که بازار هیچ فرصت سودی ارائه نمی‌کند. بسیاری از معامله‌گران به دلیل خستگی وارد معامله می‌شوند. چنین اقداماتی تقریباً همیشه برای افراد هزینه دارد.
یک معامله‌گر بزرگ اگر فرصت‌های سود خوب و کم ریسک مهیا نشود وارد بازی نمی‌شود. معامله‌گران رفتارهای هیجانی معامله گران بزرگ می‌دانند که بازار فردا دوباره باز خواهد شد و همیشه فرصت‌های جدید وجود خواهد داشت.
اجازه ندهید بازارهایی که اساساً حرکتی ندارند شما را فریب دهند تا نظم و استراتژی معاملاتی خود را کنار بگذارید. صبور باشید، منتظر بمانید و هنگامی‌که فرصتی پیش آمد دریغ نکنید، با اطمینان نسبت به توانایی معاملاتی خود ماشه را بکشید و وارد بازار شوید.

هزینه‌های خانوار

مهارت شماره ۷ – ثبت سوابق

معامله گران بزرگ از اشتباهات خود درس می‌گیرند کاری که بازندگان به ندرت انجام می‌دهند. یکی از عادات اساسی که باعث ایجاد معامله‌گران برنده می‌شود، داشتن یک دفترچه معاملات است. ژورنال معاملاتی هر معامله را به همان شکلی که رخ داده ثبت می‌کند: نقطه ورود و دلیل خرید یا فروش، قیمتی که حد سود و حد ضرر قرار می‌گیرد، پس از ورود به موقعیت چه اتفاقی در بازار افتاد و چگونه به اقدام بازار واکنش نشان دادید و سرانجام، مقدار سود یا زیان.
داشتن یک ژورنال معاملاتی و بازخوانی منظم آن یکی از سریع‌ترین و آسان‌ترین راه‌ها را برای شناسایی نقاط قوت و ضعف و تصمیمات صحیح و غلط است.

خلاصه

پیام اصلی این است که هر معامله‌گری برای موفق شدن باید مهارت‌های اساسی خود را توسعه دهد. تلاش لازم برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر ماهر را انجام دهید، بازار به دلیل تلاش مجدانه‌تان به شما پاداش خواهد داد.
تبدیل شدن به یک معامله‌گر بزرگ کار ساده‌ای نیست، اما تلاش برای رسیدن به آن سطح ممکن است و ارزش زحمات متقبل شده را دارد. اگر کار امروز را به فردا نیندازید و در جهت صحیح حرکت کنید یک روز به تحقق بخشیدن به رویاهای مالی خود نزدیک‌تر می‌شوید.

اسرار ترید روزانه: 10 راز برتر در تریدینگ برای یک تجارت موفق

راز موفقیت در ترید روزانه چیست؟

ترید روزانه چیست و 10 راز تریدینگ برتر برای یک ترید موفق چیست؟ ما شما را در تاریکی نگه نمی داریم! معاملات روزانه یک سبک معاملاتی رایج است که به معامله گران اجازه می دهد در یک روز معاملاتی چندین بار دارایی ها را خریداری و بفروشند. معامله گران روز می توانند بازارهای مختلفی از جمله فارکس ، معاملات ارزهای رمزنگاری شده و سهام را کشف کنند.

ترید روزانه به دلیل ماهیت مهیج خود ، معامله گران مجزا را از سراسر جهان به خود جذب می کند. آیا به عنوان مثال می دانید کهتجارت روزانه به ویژه در انگلستان، آمریکا و استرالیا محبوب است؟

10 اسرار ترید روزانه برتر برای تجارت موفق

آیا می دانید که مردم تقریباً 13 راز دارند، و پنج مورد از آنها را هرگز با کسی به اشتراک نمی گذارند ؟ آیا می توانید تصور کنید که آن زمان تریدرهای مشهور چه اسرار شگفت انگیزی را حفظ می کنند؟ آیا بهتر نیست که درباره اسرار موفقیت در ترید روزانه اطلاعات بیشتری کسب کنید؟

لبها مهر و موم شده اند … دیگر هیچ. در اینجا 10 اسرار برتر ترید را برای یک تریدر و معامله گر موفق آورده ایم:

راز ترید روزانه شماره 1: شما یک شبه میلیونر نمی شوید … اما می توانید ثروت خود را با گذشت زمان افزایش دهید

اگرچه بسیاری از مردم به امید کسب درآمد یک شبه به دنیای تجارت وارد دنیای ترید می شوند ، اما حقیقت این است که تجارت قمار نیست.

در حالی که بسیاری از داستان های موفقیت در مورد دستاوردهای سریع و موفقیت کوتاه مدت وجود دارد ، معامله گران متوسط ​​برای افزایش ثروت خود و ایجاد نام برای خود ، باید زمان و منابع زیادی را سرمایه گذاری کنند.

از دوره ها و سمینارهای آنلاین گرفته تا کتاب ها و فیلم ها ، تریدرهای روزانه نباید دیگر باور به افسانه ها و اسرار معاملات را از دست دهند. در عوض آنها باید در آموزش تجارت مناسب سرمایه گذاری کنند. مثلاً با کتابهای جک شوگر شروع کنید ؛ کتاب های او می تواند به شما کمک کند بسیاری از اسرار ترید روزانه را حل کنید و به یک واقعیت تبدیل شوید.

توضیحاتی مربوط به تجارت آربیتراژ

همه چیز درباره ریپل

در پایان ، به یاد داشته باشید که معاملات و ترید روزانه یک طرح سریع ثروتمند شدن نیست. هیچ راز پنهانی وجود ندارد – فقط داده های تجارت ، سخت کوشی و استراتژی های موفقیت آمیز در تجارت روز.

و این چیز خوبی است! از آنجا که به ما ، مردم عادی ، کمک می کند تا دریابیم که تجارت و ترید روزانه فقط تجارت معلمان و حرفه ای ها و بزرگان نیست. هرکسی می تواند به دنیای تجارت دسترسی پیدا کند و در بلند مدت سود کسب کند!

راز تجارت روز شماره 2: نمی توانید از بازار پیشی بگیرید … اما می توانید این کار را دنبال کنید

آیا می خواهی رازی را بدانی؟ باید بدانید که نمی توانید از بازار پیشی بگیرید! فاکتورهای زیادی در دنیای تجارت تأثیرگذار هستند که حتی بهترین استراتژی تجاری نیز ممکن است شکست بخورد. مثلاً چه کسی می توانست بیماری همه گیر ویروس کرونا را پیش بینی کند ؟!

به عبارت دیگر ، برای شروع ترید روزانه نیازی به نبوغ نیست. آنچه شما نیاز دارید ، هوش هیجانی و انعطاف پذیری است! به سادگی یک محل سرمایه گذاری مورد علاقه خود را شناسایی کنید. از سهام گرفته تا معاملات فارکس و ارزهای رمزنگاری شده ، معاملات روزانه به معامله گران اجازه می دهد طی یک روز معاملاتی دارایی های مختلف را خریداری و بفروشند. توجه داشته باشید که در حالی که هر بازار پتانسیل های خود را دارد ، ممکن است برخی از آنها سرمایه بیشتری را برای ورود نیاز داشته باشند. یک بازار را انتخاب کنید و زمان کافی را برای تسلط بر اسرار تجاری آن سرمایه گذاری کنید.

اخبار را دنبال کنید ، شاخص ها و داده ها را کاوش کنید ، روند را درک کنید … و ادامه دهید. از این گذشته ، بازار فقط سه جهت دارد که باید دنبال کند: بالا ، پایین و پهلو که همیشه به صورت چرخه حرکت می کند. همانطور که کارشناسان می گویند ، این روند دوست شماست و شما همیشه باید با این روند معامله کنید. الگوهای تکراری را بیابید و صبور باشید.

هنگامی که به موفقیت در بازار طیف مورد نظر خود رسیدید ، می توانید به یک تجارت دیگر بروید و نمونه کارها را متنوع کنید.

راز ترید روزانه شماره 3: ساده باشید … حتی اگر خسته کننده شود

یکی دیگر از رازهای ترید که معامله گران روز باید بدانند ساده نگه داشتن موارد است. به حرف افرادی که زیاد وعده می دهند و قول می دهند گوش ندهید. هیچ فرمولی برای موفقیت ، هیچ معجون یا جادویی مخفی وجود ندارد – فقط استراتژی مهم است. هنگامی که پیچیدگی های ترید روزانه و بازار دلخواه خود را درک کردید ، زمان آن فرا می رسد که یک استراتژی تنظیم کنید . و آن را ساده نگه دارید!

تسلط بر یک استراتژی ساده بهتر از عدم موفقیت در آزمایش استراتژی های مختلف است . رمز موفقیت فقط پیروی از استراتژی سخت کوشی شماست! وقتی اوضاع اشتباه پیش می رود – و این اتفاق هم خواهد افتاد – به شما باقی می ماند استراتژی ورود و خروج و توقف سفارشات سادگی و ثبات!

حتی وقتی خسته کننده می شود! در واقع ، بسیاری از معامله گران روزانه یک راز کاملاً پنهان را می دانند: ترید می تواند واقعاً کسل کننده باشد. تصور کنید که به صفحه ها خیره شده اید ، داده های بازار را تجزیه و تحلیل می کنید ، روز به روز سفارش می دهید …

اما این فقط ثبات یک معامله گر است که می تواند با گذشت زمان به موفقیت برسد. زیرا شما نمی توانید تغییرات قیمت را کنترل کنید اما می توانید اعمال خود را کنترل کنید – حتی اگر شانس مخالف شما باشد!

رمز ترید روزانه 4: ایجاد نظم از هرج و مرج … نظیر نظم و انضباط

سازگاری رمز موفقیت است ، درسته؟ اما وقتی ترید روزانه مملو از عدم قطعیت ، تغییر و شکست است ، چگونه می توان سازگار بود؟ چگونه می توان نظم و ترتیب را از هرج و مرج ایجاد کرد؟ با بیگ اینکام بمایند ، بگذارید یک راز برای شما بازگو کنیم … شما باید نظم و انضباط را توسعه دهید. مانند ویکتور اسپیراندئو تاجر الهام بخش که یک بار گفت، “رمز موفقیت در تجارت ، انضباط عاطفی است.”

حواس پرتی ، وسوسه و ترس را نادیده بگیرید. حتی هنگامی که مایلید نسبت اهرم خود را برای پوشش ضرر افزایش دهید ، قوانین معاملات خود را نقض نکنید. مسئولیت اعمال خود را بر عهده بگیرید ! به عنوان مثال ، قبل از ادامه معامله پس از برخورد با توقف ، دو بار فکر کنید.

از اشتباهات خود بیاموزید و سعی کنید نظم و انضباط خود را بهبود ببخشید . از جستجوی داده های اضافی گرفته تا داشتن مجله ، روش های زیادی برای بهبود عادات تجاری و نظم و انضباط شما وجود دارد.

راز تجارت روز شماره 5: واقع بین باشید … و موفقیت 100٪ را فراموش کنید

برای توسعه نظم ، فرد باید انتظارات واقع بینانه ای داشته باشد. همانطور که قبلاً توضیح داده شد ، ترید روزانه یک طرح سریع ثروتمند شدن نیست. جایی برای اضافه کاری و طمع در ترید روزانه نباید باشد . هر معامله گر روزانه به سادگی به یک استراتژی ثابت ، آموزش مناسب و صبر نیاز دارد تا با گذشت زمان سود کسب کند.

و معذرت خواهی برای افشای اسرار گرانبها … اما موفقیت 100٪ را فراموش کنید! حتی پادشاهان معاملات نیز 100٪ معاملات خود را برنده نمی شوند. 60٪ را برای یک چیز بزرگ در نظر بگیرید.

کسانی که وعده های پوچ را تعقیب می کنند و به سودهای سریع اعتقاد دارند ، معمولاً شکست می خورند. توجه داشته باشید که بیش از 90٪ از بازرگانان ضرر می کنند و ترک معاملات و ترید روزانه را انجام میدهند. نباید این ارقام را زیر فرش بکشیم!

حتی وقتی برنده شدید و سود کردید ، واقع بین باشید. فراموش نکنید که این پول فقط مال شما نیست. در مورد هزینه ها ، کمیسیون ها و مالیات فکر کنید. برای اینکه هم با برد و باخت راحت باشید ، فقط با پولی که می توانید از دست بدهید ، معامله کنید.

راز تجارت روز شماره 6: پیروزی ها را نزدیک نگه دارید … اما ضررها را نزدیک تر کنید

صحبت از انتظارات واقع بینانه است! واقعیت این است که معامله گران در ترید روزانه در طول تجارت خود با شکست و زیان زیادی روبرو می شوند.

نه ، ما نمی توانیم هیچ راز را از شما پنهان کنیم: شما ضرر می کنید! این واقعیت را بپذیرید که بازار دائماً در حال تغییر است. این هیچ چیز شخصی نیست – شکست برای همه ما اتفاق می افتد.

در تجارت هیچ بدیهی ریاضی وجود ندارد ، فقط احتمالات. بنابراین به عنوان بخشی از معاملات بازنده را در آغوش بگیرید و یاد بگیرید چگونه با استرس کنار بیایید. به عنوان مثال ، همیشه مطمئن شوید که نقاط ورود و خروج خود را به سمت خود داشته باشید با شوک از دست دادن کنار بیایید.

از اشتباهات خود بیاموزید ، به دنبال بازخورد باشید و به استراتژی خود ادامه دهید. برنامه ریزی کنید ، تجارت کنید ، ریسک کنید ، شکست بخورید ، ادامه دهید. همانطور که گورو معامله گر روز راس کامرون می گوید ، “ترید روزانه تمرین تکرار است.”

راز ترید روزانه شماره 7: این در مورد کسب درآمد نیست … بلکه در معرض خطر قرار گرفتن است

برای مدیریت کنار آمدن با ضرر و زیان ، فرد باید موفق باشد مدیریت ریسک استراتژی معامله گران روز باید هم روی ریسک تجاری و هم ریسک روزانه تمرکز کنند.

فقط در کسب درآمد یا سود و زیان تمرکز نکنید. شما برای کنترل خطر خود به چیزی نیاز دارید. در غیر این صورت ، زیان های متوالی شما را در طمع ، غم و ورشکستگی غرق خواهد کرد.

گفته شد ، اگر بیش از حد نگران از دست دادن پول هستید ، بهتر است پول خود را در یک حساب پس انداز سرمایه گذاری کنید. تجارت با خطرات همراه است و پذیرفتن آنها تنها راه موفقیت است.

بنابراین ، به برنامه مدیریت ریسک خود پایبند باشید . فقط به دلیل تغییر بازار توقف یا قوانین معاملات را به طور تصادفی منتقل نکنید. همانطور که در بالا گفته شد ، به سادگی دنبال کنید!

راز تجارت روز شماره 8: ابزارهای تجاری می توانند به شما کمک کنند تا با آنها دوست شوید

حتی اگر طرفدار بیتلز نیستید ، باید موافقت کنید که آهنگ آنها “با کمی کمک از دوستان من” درخشان است. همه ما نیاز به کمی کمک داریم! در ترید روزانه ، ابزارها و سیستم عامل های تجارت می توانند دوستان خوبی برای ما باشند.

تقویم های اقتصادی می تواند به معامله گران روز کمک کند تا رویدادهای بازار ، شاخص ها ، تصمیمات مربوط به نرخ بهره و موارد دیگر را ردیابی کنند. دستیابی به نمودارها و داده های تجزیه و تحلیل فنی نیز برای کمک به معامله گران روزمره در حل معماهای مخفی دنیای تجارت بسیار مهم است.

بعضی از معامله گران ممکن است برای یادگیری اشتباهات اولیه خود نیاز به تمرین از طریق یک حساب آزمایشی داشته باشند. دیگران ممکن است از آن بهره مند شوند.

آخرین اما مهمترین ، اتوماسیون می تواند به شما کمک کند تا بر اسرار ترید روزانه تسلط پیدا کنید. از آنجا که تعداد معاملاتی که معامله گران روز می توانند به صورت دستی انجام دهند نوعی محدود است ، ابزارهای خودکار می توانند به متخصصان کمک کنند تا از ترید روزانه بیشترین بهره را ببرند.

رمز ترید روزانه 9: شما می توانید مربی روان و احساس خود باشید … به صورت رایگان

اگر فکر می کنید معاملات در مورد نمودارها و داده های قیمت است ، خوب فکر کنید! در واقع معاملات و ترید روزانه بیشتر از این است روانشناسی تجارت از امور مالی اهمیت روانشناسی معاملات یک راز آشکار در دنیای تجارت است. جای تعجب نیست که بسیاری از معامله گران مشهور روز ، مانند برت استین بارگر و الکساندر الدر ، متخصص در زمینه بهداشت روان هستند.

همچنین می توانید در سفر به موفقیت در تجارت و ترید روزانه مربی بهداشت روان خود باشید . همه به صورت رایگان! به سادگی در درون نگری سرمایه گذاری کنید – انگیزه ها ، اهداف و ترس خود را درک کنید.مدیریت احساسات خود در هنگام تجارت بسیار مهم است زیرا احساسات شدید ، مثبت و منفی ، می توانند شوخی بدی در برنامه های تجاری شما داشته باشند.

گرچه از بین بردن احساسات غیرممکن است ، بازرگانان روز خوب موفق به کنترل آنها می شوند. هرگز از روی طمع و انتقام معامله نکنید. کم شروع کنید تا زمانی که اعتماد به رفتارهای هیجانی معامله گران نفس و موفقیت خود را تقویت کنید.

به تصمیم خود اعتماد کنید. در حالی که انجمن ها و شبکه های اجتماعی می توانند مفید باشند ، داده های زیاد و سر و صدای اضافی شما را در تصمیمات خود شک برانگیز می کند. استراتژی خود را دنبال کنید و ثابت قدم بمانید تجارت و تکانشگری به سادگی جفت خوبی نیستند.

استراتژی تجارت روز شماره 10: روزهای شما بیش از تجارت روزانه است … زندگی شخصی خودتان را در آغوش بگیرید

وقتی در مورد ترید روزانه و موفقیت در تجارت صحبت می کنیم ، غالباً فراموش می کنیم که زندگی چیزی بیش از کار است. در حالی که تجارت روزانه می تواند یک فرصت هیجان انگیز برای شروع باشد تجارت تمام وقت و رئیس خود شوید ، نباید اجازه دهید تجارت شما را بخورد.

سعی کنید عادتهای بد تجاری خود را برطرف کرده و سبک زندگی خود را ایجاد کنید که واقعاً از آن لذت خواهید برد. برای روزهای خود برنامه ریزی کنید ، بنابراین می توانید تعادل بین کار و زندگی را پیدا کنید. همانطور که کارشناسان می گویند ، موفق ترین معامله گران معامله گر میلیون نفر نیستند بلکه معامله گرانی هستند که نگران تجارت 24/7 نیستند.

امتیاز کلیدی:

  • ترید روزانه یک سبک معاملاتی رایج است که به معامله گران امکان خرید و فروش دارایی ها را در یک روز می دهد.
  • معامله گران روز می توانند چیزهای زیادی از معامله گران روز و اسرار تجاری آنها بهره ببرند.
  • برخی از رازهای اصلی برای انجام یک تجارت موفق ، واقع گرایانه ، تحلیلی ، سازمان یافته و منظم است.
  • کلید طلایی موفقیت یافتن تعادل بین تجارت و زندگی شخصی است.

در پایان ، با افشای اسرار ترید روزانه ، می توانید از سبک تجارت خود تعریف کرده و مهارت های تجاری خود را ارتقا دهید.

رفتارهای هیجانی معامله گران

علم مالی رفتاری که کاربرد روانشناسی در دانش مالی می باشد بحثی است که در سال 2009 به دلیل ترکیدن حباب قیمتی سهام شرکت های تکنولوژی ایجاد شده است. این علم به بررسی پروسه تصمیم گیری سرمایه گذاران و عکس العمل آنها نسبت به شرایط مختلف بازار های مالی می پردازد و تاکید آن بیشتر به تاثیر شخصیت فرهنگ قضاوت های سرمایه گذاران، بر تصمیم گیری سرمایه گذاری می باشد.

در بازار سرمایه پدیده های جدیدی مثل واکنش معامله گران به اطلاعات جدید و ایجاد نوسان های غیر عادی در بازار و هم چنین حبابی که در اثر رسانه های جمعی در قیمت ایجاد میشود در تضاد با کارایی بازار سرمایه است.

رفتار جمعی در بازار سرمایه می تواند تاثیرات مخربی بر بازار سرمایه داشته باشد. رفتار جمعی به رفتاری تعبیر میشود که سرمایه گذاران در یک دوره زمانی مشخص، معاملات یکنواخت و هم جهتی را انجام می دهد و چنانچه دلیل بروز رفتار جمعی سرمایه گذاران استفاده از اطلاعات مشترک باشد در آن صورت رفتار جمعی کاذب یا رفتار جمعی غیر عادی می باشد.زمانی که سرمایه گذاران به دلایل منطقی و یا غیر منطقی،اطلاعات و یا تحلیل های شخصی خود را نادیده گرفته و اقدام به تبعیت و تقلید از تصمیمات دیگران می کنند اینگونه رفتار را می توان رفتار جمعی عمدی نام برد.از اینگونه رفتارها در بازار سرمایه به وفور یافت می شود که از جمله آن را می توان در بازار سهام ایران نام برد.اینگونه تقلید های رفتاری زمانی بروز می کند افراد از ترس اینکه تصمیمات آنها مغایر با عرف تلقی شود از ایده ها و عقاید شخصی که دارند چشم پوشی کرده و مطابق با جمع عمل کنند.

تاثیر احساسات در تصمیم گیری سرمایه گذاران

.همه ما میدانیم که این اشخاص هستند که باعث ایجاد حرکات در بازار بورس می شوند.این ویژگی منجر به رفتارهایی در بازار می شود که این رفتار ها گاها باعث میشود ما نیز منطق را کنار گذاشته و هیجانی عمل کنیم و این عمل باعث ضرر های ما می شود.

یک قائده ساده در بازار سرمایه وجود دارد که می گوید همیشه خلاف آب شنا کنید یعنی در زمانی که فروشنده ها در بازار قدرتمند ظاهر می شوند و در حال فروش سهام می باشند شما خرید کنید و برعکس زمانی که همه به دنبال سهمی برای خرید آن هستند و آن را در آینده دست نیافتنی می پندارند اقدام به فروش و خروج از بازار کنید.این موضوع در جریان بحران مالی سال 2008 آمریکا بسیار پر رنگ ظاهر شد به گونه ای که باعث سقوط بازار های مالی و ورشکستگی چندین شرکت تامین سرمایه شد و قیمت نفت خام از 120 دلار به 30 دلار سقوط کرد. وضعیت بسیار بدی در این شرایط بر بازار حاکم شد و همه شتابان در حال خروج از بازار بودند .عمده دلیل شروع این بحران را اوراق رهنی مسمومی بودند که توسط این بانک ها برای خرید خانه به شهروردان آمریکایی بدون هیچ پشتوانه مالی داده شد.در همین اوضاع و احوال بازار بورس تهران نیز از این قائده مستثنی نبود و همگام با کاهش قیمت های جهانی نیز شرکت های بورس تهران نیز کاهش های چشمگیری را دنبال کردند.در این هنگام سرمایه گذارانی که به دنبال سرمایه گذاری بلند مدت بودند با خرید سهام در قیمت های کف ،سود های خوبی را در آینده بدست آوردند.

از این نمونه ها نه تنها در زمان بحران مالی بلکه در حالت عادی هم وجود دارد.زمانی که شایعه ای در بازار پخش می شود سرمایه گذاران به دنبال اصل آن شایعه نمی روند که متوجه شوند آن شایعه درست است و یا نه و تنها در آن لحظه به فکر فروش سهام خود می باشند .گاها این شایعات توسط عده ای سفته باز در بازار به وجود می آید که خواهان کاهش قیمت سهام و از طرفی به اصطلاح جمع کردن سهام در قیمت های کف می باشند و بعد از اینکه خرید های خود را تکمیل کردند و خرید های خوبی انجام دادند اقدام به افزایش قیمت سهام در بازار می کنند و همان سهام هایی را که به قیمت پایین خریدند به قیمت بالا به بازار می فروشند.از سوی دیگر یکی از اشتباهاتی که توسط سرمایه گذاران تکرار می شود اعتماد به نفس بیش از حد می باشد.مغرور شدن به تجربیات موفق قبلی و یا تصور غلبه بر نیروهای بازار می تواند در بلند مدت عواقب زیانباری را به همراه داشته باشد.بسیار مشاهده شده است که سرمایه گذاران با خرید چند سهم و بدست آوردن سود مناسب در آن جا به هر دلیل از جمله رشد کلی بازار آنچنان احساس یک تحلیل گر به آنها دست می دهد که ممکن است با تحلیل خود هر چند غلط وارد سهمی شده و در پی ضرر های پی در پی در آن سهم حاضر به خروج از آن سهم نبوده و با اصرار بر تحلیل خود در بلند مدت سرمایه خود را از دست می دهند.به همین دلیل نیاز است نیاز است سرمایه گذاران چند نکته را در بازار رعایت کنند.

چند توصیه ی مهم رفتاری به سرمایه گذاران :

1- از خرید و فروش هیجانی در بازار اجتناب کنند.

2- به اخبار و شایعات در موردشرکت ها توجه نکنند.

3- از سفته بازی در بازار سهام پرهیز کرده و استراتژی خود را بر پایه دیدگاه میان مدت و یا کوتاه مدت قرار دهند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.