مزایا و معایب انواع تحلیل Technical


صفر تا صد تحلیل تکنیکال

به دور از تمام تعاریف خشک و کتابی که در سایر وبسایت ها در مورد تحلیل تکنیکال خوانده اید، در طلاچارت میخواهیم به صورت مختصر و ساده تعریفی از این علم ارائه دهیم.

برای معامله در بازار نیاز به دانشی دارید که بتوانید با استفاده از آن نقاط ورود به معامله (نقطه خرید یا فروش) و نقطه خروج از معامله (بستن معامله با سود یا زیان) را مشخص کنید. انواع و اقسام روش های تحلیلی وجود دارند. مثل تحلیل فاندامنتال (بنیادی) یا سنتیمنت (حسی). شاید باور نکنید اما روش تحلیلی بر اساس پرتاب سکه و شیر و خط برای معامله زدن را نیز دیده ایم.

فارغ از تمام مسائل، تحلیل تکنیکال به شما کمک می کند تا نقطه دقیق ورود و خروج خود را در بازار بدانید. چرا که این روش تحلیل دقیقا با قیمت در ارتباط است. اما سایر روش های تحلیلی مثل فاندامنتال به هیچ عنوان نمی توانند نقاط دقیق ورود و خروج در بازار را به شما نشان دهند. چرا که بر عوامل تاثیرگذار بر قیمت متمرکز بوده و صرفا یک دید کلی و چشم انداز از شرایط بازار را به شما می دهند و نمی توانند مشخص کنند که کجا باید بخرید یا بفروشید.

در مزایا و معایب انواع تحلیل Technical اکثر موارد نیز خبرهایی که تحلیلگران فاندامنتال بر اساس آن اقدام به تحلیل بازار می کنند جزو خبرهای سوخته هستند و ارزشی برای تحلیلی ندارند. به همین دلیل تحلیل فاندامنتال در درجه دوم اهمیت پس از تحلیل تکنیکال قرار می گیرد.

برای معامله گر شدن به سبک تکنیکال بهتر است از چه روشی استفاده کنیم؟ در تحلیل تکنیکال انواع و اقسام روش های وجود دارند. از تحلیل به روش اندیکاتورها و موج شماری و … گرفته تا تحلیل به روش پرایس اکشن. کدام یک انتخاب بهتری است؟ هر روشی مزایا و معایب خود را دارد. اما روشی بهتر است که با واقعیت سر و کار داشته باشد؟ واقعیت بازار چیست؟ قیمت! بنابراین روشی که قدرت گرفته از خود قیمت باشد مسلما ارجحیت بیشتری بر سایر روش ها دارد. چرا که وقتی با استفاده از اندیکاتورها به تحلیل بازار می پردازید، دائما عقب تر از قیمت قرار دارید اما در پرایس اکشن شما با زمان حال و واقعیات فعلی بازار روبرو هستید. متاسفانه این روزها در کشورمان بیشتر از اینکه مدرسین تحلیل تکنیکال واقعی داشته باشیم، مدرسین اندیکاتور داریم و این باعث بدنام شدن تحلیل تکنیکال در ایران شده است.

شما میتوانید در صورت تمایل با دوره های آکادمی طلاچارت خیلی سریع تحلیل تکنیکال را بیاموزید.مزایا و معایب انواع تحلیل Technical

[maxbutton text=”دوره های آموزش آنلاین معامله گری” ]

یا میتوانید بصورت خود ساخته با مطالب زیر به اموزش تحلیل تکنیکال بپردازید.

تفاوت اندیکاتورهای متقدم و متاخر در تحلیل تکنیکال

اندیکاتورهای متقدم و متاخر

اندیکاتورهای متقدم و متاخر، انواعی از اندیکاتورهای فنی هستند که اطلاعاتی را در رابطه با تحلیل تکنیکال بازارهای مالی به کاربران و سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهند. این اندیکاتورها نقش مهمی در تحلیل تکنیکال معاملات نوسانی ایفا می‌کنند و هدف اصلی آن‌ها تحلیل تکنیکال و پیش‌بینی قیمت بازارهای معاملاتی در آینده است. به‌طورکلی اندیکاتورهای متقدم Leading و اندیکاتورهای متاخر Legging، ابزارهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند که روند صعودی و یا نزولی بازارهای مالی و دارایی‌های دیجیتال را می‌سنجند و شما را از روندهای اقتصادی بازار آگاه می‌کنند. در این مقاله، به‌طور مفصل به معرفی اندیکاتورهای متقدم و متاخر به عنوان بخشی از استراتژی‌های تحلیل تکنیکال بازارهای معاملاتی می‌پردازیم تا با تحلیل نقاط ضعف و قدرت اندیکاتورها، مناسب‌ترین آن‌ها را در معاملات خود انتخاب کنید.

اندیکاتورهای متقدم، پیشرو یا پیشتاز Leading

اندیکاتورهای متقدم به منظور پیش‌بینی تغییرات بیشتر قیمت طراحی شده‌اند تا به معامله‌گران در انجام معاملات اطلاعات از پیش تعیین‌شده ارائه کنند. اندیکاتورهای پیشرو با ارائه سیگنال اولیه ورود یا خروج، فرصت‌های بیشتری را برای تجارت فراهم می‌کنند. به‌طور‌کلی یک اندیکاتور پیشرو ابزاری است که برای پیش‌بینی جهت آینده بازار طراحی شده و معامله‌گران را قادر می‌سازد تا حرکات بازار را پیش از موعد مقرر پیش‌بینی کنند. در تئوری عملکرد این اندیکاتورها، اگر یک اندیکاتور پیشرو سیگنال صحیح را ارائه دهد، یک معامله‌گر می‌تواند قبل از حرکت بازار، سرمایه‌گذاری خود را انجام دهد. با‌این‌حال، شاخص‌های پیشرو ۱۰۰٪ دقیق نیستند.

به همین دلیل است که آن‌ها اغلب با سایر اشکال تحلیل‌ تکنیکال ترکیب می‌شوند. بسیاری از اندیکاتورهای متقدم محبوب در دسته نوسانگرها قرار می‌گیرند، زیرا می‌توانند یک روند معکوس از روند احتمالی را قبل از وقوع شناسایی کنند. با‌این‌حال، همه اندیکاتورهای پیشرو یا متقدم از محاسبات یکسانی استفاده نمی‌کنند، بنابراین این احتمال وجود دارد که اندیکاتورهای مختلف سیگنال‌های متفاوتی را نشان دهند.

معرفی چهار اندیکاتور متقدم محبوب

  1. اندیکاتور یا شاخص قدرت نسبی (RSI)
  2. نوسانگر تصادفی
  3. ویلیامز %R
  4. حجم در تعادل (OBV)

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص قدرت نسبی (RSI) یک شاخص حرکتی است که معامله‌گران می‌توانند از آن برای تشخیص این‌که آیا بازار بیش‌از‌حد خرید یا فروش است، استفاده کنند. هنگامی که RSI سیگنالی می‌دهد، اعتقاد بر این است که بازار معکوس خواهد شد و این یک نشانه برای این است که معامله‌گر باید وارد بازار شده و یا از آن خارج شود. همانطور که گفتیم RAI یک نوسانگر است، بنابراین در یک مقیاس از صفرتا۱۰۰ نشان داده می‌شود. اگر RSI بالای ۷۰ باشد، بازار اغلب به عنوان خرید بیش‌از‌حد در نظر گرفته می‌شود و اگر اندیکاتور به زیر سطح ۳۰ برسد، معمولاً بازار بیش‌ازحد فروش در نظر گرفته می‌شود.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (RSI)

نوسانگر تصادفی

نمونه محبوب دیگری از اندیکاتور‌های متقدم، نوسانگر تصادفی است که برای مزایا و معایب انواع تحلیل Technical مقایسه قیمت‌های بسته‌شدن اخیر با محدوده معاملاتی قبلی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ویلیامز R%

محدوده درصد ویلیامز، که بیشتر به عنوان ویلیامز %R شناخته می‌شود، بسیار شبیه به اندیکاتور نوسانگر تصادفی است. تفاوت اصلی این دو اندیکاتور در این است که ویلیامز در مقیاس منفی کار می‌کند. بنابراین بین محدوده صفر تا ۱۰۰- قرار دارد و به ترتیب از ۲۰- و ۸۰- به عنوان سیگنال‌های خرید بیش‌ازحد و فروش بیش‌ازحد استفاده می‌کند.

حجم در تعادل (OBV)

حجم در تعادل (OBV) یکی دیگر از اندیکاتورهای متقدم مبتنی بر حرکت است. این اندیکاتور با توجه به حجم معاملات، معامله‌گران را قادر سازد تا در مورد قیمت بازار پیش بینی کنند. معامله‌گرانی که از OBV به‌عنوان شاخص پیشرو استفاده می‌کنند، بر افزایش یا کاهش حجم، بدون تغییر معادل قیمت، تمرکز می‌کنند.

اندیکاتور متاخر، تاخیری یا Legging

اندیکاتورهای متاخر در درجه اول برای فیلترکردن نویز ناشی از حرکات کوتاهمدت بازار و تأیید روندهای بلندمدت استفاده شده و برخلاف اندیکاتورهای پیشرو، معمولاً بر روی خود نمودار قیمت ترسیم می‌شوند. اندیکاتورهای متاخر، اندیکاتورهایی هستند که از یک روند پیروی کرده و سپس برگشت قیمت را پیش‌بینی می‌کنند. این اندیکاتورها زمانی که قیمت‌ها در روندهای طولانی حرکت می‌کنند، عملکرد بسیار خوبی دارند. اندیکاتور متاخر تغییرات آتی در قیمت‌ها را نشان نمی‌دهد و‌ فقط قیمت‌های در حال افزایش یا کاهش را ارائه می‌دهد تا بتوانیم بر این اساس سرمایه‌گذاری کنیم.

اندیکاتور میانگین‌های متحرک

حتی با تأخیر بازخورد، بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند اندیکاتورهای متاخر را انتخاب کنند که به آن‌ها کمک می‌کند با اعتبارسنجی نتایج، با اطمینان بیشتری معامله کنند. معمولا معامله‌گران از بیش از دو یا چند اندیکاتور متاخر برای تایید روند قیمت قبل از ورود به سهام استفاده می‌کنند. به‌طور‌کلی اندیکاتورهای متاخر ابزاری هستند که بازخورد تاخیری را ارائه می‌دهند، به این معنی که زمانی‌که حرکت قیمت سپری در حال انجام است، سیگنالی را ارائه می‌دهند و معامله گران از آن‌ها برای تایید روند قیمت قبل از ورود به معامله استفاده می‌کنند.

محبو‌ب‌ترین اندیکاتورهای متاخر

  • میانگین‌های متحرک
  • نشانگر MACD
  • باندهای بولینگر

اندیکاتور میانگین‌های متحرک

میانگین متحرک (MAs) به عنوان یک شاخص متاخر طبقه‌بندی می‌شود زیرا بر اساس داده‌های قبلی است. سیگنال‌های خرید و فروش زمانی تولید می‌شوند که خط قیمت از میانگین متحرک یا زمانی که دو خط میانگین متحرک از یک‌دیگر عبور می‌کنند. بااینحال، از آن‌جایی که میانگین متحرک با استفاده از نقاط قیمت قبلی محاسبه می‌شود، قیمت فعلی بازار از میانگین متحرک جلوتر خواهد بود.

نشانگر MACD

میانگین‌های متحرک می‌توانند به تنهایی مورد استفاده قرار گیرند یا می‌توانند مبنای سایر شاخص‌های فنی مانند واگرایی میانگین متحرک همگرایی (MACD) باشند. اجزای مختلف MACD فرصت‌های متفاوتی را برای معامله‌گران در بازارهای مالی فراهم می‌کند.

اندیکاتورهای متقدم و متاخر چه تفاوتی با یک‌دیگر دارند؟

باندهای بولینگر

باند بولینگر یک اندیکاتور متاخر است، زیرا بر اساس میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه (SMA) و دو خط بیرونی محاسبه می‌شود. این نوارهای بیرونی نشان‌دهنده انحراف استاندارد مثبت و منفی به دور از SMA هستند و به عنوان معیاری برای نوسانات استفاده می‌شوند.

اندیکاتورهای متقدم و متاخر چه تفاوتی با یک‌دیگر دارند؟

واضح‌‌ترین و اصلی‌ترین تفاوت اندیکاتورهای متقدم و متاخر در این است که اندیکاتورهای پیشرو حرکت بازار را پیش‌بینی می‌کنند، درحالی‌که اندیکاتورهای متاخر روندهایی را که در حال حاضر در حال وقوع هستند تأیید می‌کنند. اندیکاتورهای پیشرو و تاخیری مزایا و معایب خاص خود را دارند، بنابراین بسیار مهم است که با نحوه کارکرد هر کدام آشنا شوید و اندیکاتوری را که با استراتژی شما بیشتر مطابقت دارد، انتخاب کنید.

اندیکاتورهای متقدم به سرعت به قیمت‌ها واکنش نشان می‌دهند، که می‌تواند برای معامله‌گران کوتاه‌مدت عالی باشد. این ویژگی، آن‌ها را مستعد ارسال سیگنال‌های اشتباه می‌کند. ارسال سیگنال‌های اشتباه، زمانی اتفاق می‌افتند که سیگنالی نشان می‌دهد زمان ورود به بازار است، اما روند به سرعت معکوس می‌شود. اندیکاتورهای تاخیری به مراتب کندتر واکنش نشان می‌دهند، به این معنی که معامله گران دقت بیشتری خواهند داشت اما ممکن است در ورود به بازار با تاخیر مواجه شوند. اندیکاتورهای تاخیری نیز می‌توانند سیگنال‌های نادرست را ارائه دهند.

تفاوت دیگر اندیکاتورهای متقدم و متاخر نحوه عملکرد و کارکرد آن‌ها است. اندیکاتورهای پیشرو هنگامی که روند در حال شروع است سیگنال‌های تجاری را به سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهند در حالی که اندیکاتورهای تاخیری اقدامات قیمتی را دنبال می‌کنند. اندیکاتورهای پیشرو یا Leading سعی در پیش‌بینی قیمت با استفاده از بازه زمانی کوتاه‌تری دارند و بنابراین حرکت قیمت را هدایت می‌کنند. درحالی‌که اندیکاتورهای تاخیری سیگنال را پس از روند یا معکوس‌شدن ارائه می‌دهند.

اندیکاتورهای متقدم یا متاخر؟ کدام بهتر است؟

اندیکاتورهای متقدم یا متاخر؟ کدام بهتر است؟

برای معامله گران، اغلب دشوار است که بین استفاده از اندیکاتورهای متقدم و متاخر تعادل برقرار کنند. اگر به عنوان یک معامله‌گر فقط بر اندیکاتورهای پیشرو و یا فقط اندیکاتورهای تاخیری تکیه می‌کنید، شانس مشاهده سیگنال های نادرست زیادی برای شما وجود دارد. با معایبی که این دو اندیکاتور دارند، بهتر است یک استراتژی معاملاتی با استفاده از این اندیکاتورهای پیشرو و تاخیری ایجاد کنید.

همان‌طور که گفتیم، اندیکاتورهای پیشرو به منظور پیش‌بینی تغییرات بیشتر قیمت طراحی شده‌اند تا به معامله‌گران در معاملات برتری بدهند و اندیکاتورهای تاخیری، اندیکاتورهایی هستند که روندی را دنبال کرده و سپس معکوس قیمت‌ها را پیش‌بینی می‌کنند. توجه داشته باشید که استفاده از تنها فقط یک اندیکاتور، می‌تواند تأثیرات منفی بر استراتژی داشته باشد، به همین دلیل است که بسیاری از معامله گران به دنبال تعادل بین اندیکاتورهای متقدم و متاخر هستند تا با ترکیب آن‌ها دید بهتری از بازار به‌دست آورند.

جمع‌بندی

اندیکاتورهای متقدم یا پیشرو و اندیکاتورهای تاخیری نقش مهمی در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی دارند. معامله‌گران می‌توانند با استفاده از آن‌ها سیگنال‌هایی را برای حرکت در بازار دریافت کنند. از آن‌جایی که هریک از این اندیکاتورها مزایا و معایبی دارند، معمولاً توصیه می‌شود که از ترکیب این دو اندیکاتور برای ایجاد دید بهتری در بازار سرمایه گذاری استفاده شود.

مقدمه ای بر آموزش تحلیل تکنیکال و بنیادین قیمت رمزارز ها به زبان ساده

این مقاله از سری مقالات آموزش تحلیل و ترید رمزارز ها می باشد. هدف این سری مقالات، آموزش مفاهیم بنیادی تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادین به زبان ساده است.

برای سرمایه گذاری و ورود به بازار های معاملاتی از جمله بازار ارز های رمزنگاری شده، لازم است با دو مفهوم تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) و تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) آشنا باشید. هر کدام از آن ها باعث افزایش شناخت ما از وضعیت بازار و رمزارز های گوناگون خواهد شد. این دو تحلیل از زاویه و دیدگاهی متفاوت به بررسی وضعیت رمزارز ها می پردازند. لذا ترکیب آن ها به همراه در نظر گرفتن روان شناسی معامله کردن، می تواند ما را در این مسیر دشوار کمک کند و به صورت موثر در شناخت و تسلط بر بازار پیش ببرد. با کوین ایران همراه باشید تا در ادامه با این دو تحلیل آشنا شوید.

مقدمه ای بر آموزش تحلیل تکنیکال و بنیادین قیمت رمزارز ها به زبان ساده

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

این روش تحلیلی مبتنی بر داده های گذشته می باشد. در این روش محاسباتی سعی می شود تا با استفاده از قیمت ها، نمودار ها و الگو ها، آینده را پیش بینی کنیم. نمودار ها توسط اعداد و ارقام تولید شده در بازار ساخته می شوند. در تحلیل تکنیکال حرکت قیمت و رفتار بازار بررسی می شود تا بتوان الگو ها را شناسایی کرده و بر مبنای آن تصمیم مناسب را اتخاذ کرد. در این تحلیل هدف اصلی یافتن زمان مناسب برای ورود به بازار و خروج از آن، بر اساس روند گذشته و حال می باشد.

پایه و اساس مباحث تکنیکال

پایه و اساس مباحث تکنیکال

موارد زیر پایه های مباحث تحلیل تکنیکال می باشند:

همه چیز در قیمت خلاصه شده است
قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند.
تاریخ تکرار می شود.

پذیرش مورد اول و دوم پایه و اساس تحلیل تکنیکال می باشد. در همین رابطه، بسیاری از کارشناسان به تجزیه و تحلیل تکنیکال انتقاد می کنند، زیرا تنها جنبه های قیمت را در نظر دارد و عوامل بنیادی را نادیده می گیرد. اما تحلیل گران تکنیکال بر این باورند که هر چیزی که بتواند در قیمت موثر باشد مانند اخبار مرتبط با آن شرکت، عوامل سیاسی و… در قیمت آن سهام یا رمزارز لحاظ شده است.

نوشته مرتبط: تحلیل قیمت بیت کوین: رشد قیمت ها چه زمانی آغاز می شود؟

این موضوع باعث می شود نیازی به بررسی جداگانه ی فاکتور های مختلف در هنگام سرمایه گذاری نباشد. همچنین از دیدگاه این تحلیل گران، تغییرات قیمت تابعی از عرضه و تقاضا می باشد. اگر عرضه از تقاضا بیشتر باشد آنگاه قیمت کاهش خواهد یافت و بالعکس. در حقیقت می گویند نیرویی که نسبت عرضه و تقاضا را تغییر می دهد برآیند اخبار مربوط به بازار و تحلیل بنیادی است. تحلیل گران تکنیکال معتقدند که قیمت در راستای روند های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت حرکت می کند؛ به این معنی که به جای تغییر جهت دادن ترجیح می دهد روند فعلی خود را حفظ کند.

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis)

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis)

در تحلیل بنیادی یا فاندامنتال به بررسی ارزش ذاتی شرکت، رمزارز، سهام و… می پردازیم. در مورد رمزارز ها این امر عمدتا با مطالعه شرح پروژه یا وایت پیپر های آن مجموعه و خبر های پیرامونش صورت می پذیرد. در دنیای ارز های رمزنگاری شده، وایت پیپر (White Paper) به سندی گفته می شود که یک مجموعه برای معرفی محصول خود منتشر می کند.

در این سند طرح مسئله و ایجاد نیاز صورت می گیرد و سپس راهکارِ ارائه شده توسط مجموعه مطرح می شود. در ادامه کاربرد های پروژه و نقشه راه (Road Map) اطلاع رسانی می گردد. هدف عمده از انتشار وایت پیپر ها شفاف سازی ماهیت و اهداف پروژه به جهت تشویق سرمایه گذاران برای شرکت در ICO پروژه خود می باشد. ( اگر نمی دانید ICO چیست، پیشنهاد می شود مقاله مربوط به ICO را از اینجا مطالعه کنید.)

هدف اصلی تحلیل بنیادی یافتن ارزش ذاتی هر رمزارز است. با مطالعه منابع منتشر شده در مورد آن رمزارز و بررسی تیم تشکیل دهنده آن این عمل میسر می شود. همچنین تحلیل گر بر روی اخبار منتشر شده در مورد سیاست های کلی اقتصادی، قوانین جدید و ایده های مشابه کار می کند.

بیشتر بخوانید: روش های سود آور در شرایط رکود بازار (“بازار خرسی”)

تحلیل بنیادی به دنبال تحلیل عدم هماهنگی بین قیمت فعلی رمزارز و ارزش ذاتی آن است. تحلیل بنیادی مانند بررسی زیربنای یک رمزارز است. این زیربنا پایه و اساس آن را تشکیل می دهد لذا اگر مناسب نباشد، در بلند مدت نتایج زیان باری را در بر خواهد داشت. در تحلیل بنیادی به دنبال سرمایه گذاری بلند مدت بر روی پروژه ای مناسب هستیم.

مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی

 مقایسه تحلیل تکنیکال و بنیادی

برای درک بهتر تفاوت این دو تحلیل ابتدا مثالی ساده ذکر می کنیم و سپس مزایا و معایب هر یک را بررسی می کنیم.

فرض کنید شما یک صیاد آماتور هستید و برای امرار معاش به شکار احتیاج دارید. ابزار های لازم برای شکار را هم در اختیار دارید ولی نمی دانید که با آن ها چکار کنید. شما نمی دانید که در کدام فصل باید شکار کنید یا برای شکار کجا بروید و چه چیزی صید کنید. یک تحلیل گر بنیادی به شما می گوید که در کجا و چه چیزی را شکار کنید. کدام یک گوشت خوشمزه تر، مشتری های بیشتر و… دارد.

تحلیل گر تکنیکال به شما می گوید که در چه فصلی به شکار بروید و چگونه از ابزار های موجود استفاده کنید. چه ساعتی از روز اقدام به شکار و به چه میزان باید صبر کنید. با استفاده از نتایج این دو تحلیل شما تبدیل به یک صیاد موفق خواهید شد. به عبارتی می توانید بهترین شکار را در کمترین زمان صید کنید و بیشترین بازده را داشته باشید.

شما نمی توانید صرفا با دانستن مکان مناسب اقدام به شکار کنید و بالعکس تنها با دانستن زمان مناسب نمی توانید در این کار موفق شوید. گفته می شود یک تریدر (معامله گر) موفق کسی است که با در نظر گرفتن و بررسی بنیاد هر رمزارز، با استفاده از ابزار تکنیکال، الگو ها و سطوح مناسب را شناسایی کند و بهترین زمان برای ورود به بازار و خروج از آن را بیابد.

بیشتر بخوانید: مونرو (Monero) و تبدیل آن به چهار پروتکل مختلف بعد از انشعاب اخیر

تفاوت ها

از جمله مزایای تحلیل بنیادی می توان به کمک به سزای آن در شناخت ICO ها اشاره کرد. برای شرکت در میان هزاران ICO که برگزار می شوند، شما نیاز به شاخصی مطمئن دارید. اگر تحلیل بنیادی مناسبی از آن ها نداشته باشید ممکن است تمام سرمایه گذاری شما از بین برود و سرانجام به ضرر هنگفتی منتهی شود. لذا شناخت بستری مناسب برای سرمایه گذاری بسیار مهم است.

از جمله نقاط قوت تحلیل تکنیکال سازگاری و انعطاف پذیری آن با همه ی بازار های معاملاتی می باشد. با فراگیری اصول و الگو ها می توانید آن ها را در تمامی فضا های معاملاتی به کار ببرید. همچنین می توانید در بازه های زمانی مختلف، کوتاه مدت تا بلند مدت، از این تحلیل استفاده کنید. تحلیل گران تکنیکال عموما به دنبال معاملات کوتاه مدت سود ده هستند در حالی که تحلیل گران بنیادی به دنبال سرمایه گذاری بلند مدت در پروژه های مناسب می باشند.

نتیجه گیری

هر دو تحلیل برای ارزیابی و تحلیل بازار کارایی دارند. هدف و استراتژی شما در سرمایه گذاری یا معامله گری مشخص می کند که کدام تحلیل برای شما مناسب تر است. تحلیل گران حرفه ای عموما توصیه می کنند که از هر دو روش استفاده کنید و با توجه به نگرش خود تکیه بیشتری بر یکی از آن ها داشته باشید.

دیدگاه هایی که در این مقاله ارائه شده اند، متعلق به نویسنده می باشند و لزوماً مربوط به Coiniran نمی باشد و نباید به آن نسبت داده شود.

انواع نمودار های قیمت در تحلیل تکنیکال کدامند؟

معرفی شرکت گلدمن ساکس (Goldman Sachs)

انواع نمودارهای قیمت در تحلیل تکنیکال کدامند؟ تحلیل تکنیکال روشی است برای پیش بینی حرکت احتمالی قیمت یه دارایی مانند ارز دیجیتال در آینده بر اساس داده های گذشته ی بازار. این روش یکی از اصلی ترین ابزار مورد استفاده برای تحلیلگران به شمار میره. در تحلیل تکنیکال تمرکز روی داده ها و نمودار بازارها هستش و تحلیلگر با استفاده از اون ها الگوها و روندها رو شناسایی میکنه تا به یک پیش بینی قابل اطمینان از آینده بازار ارز دیجیتال دست پیدا کنه.
نمودارها اصلی ترین ابزار مورد استفاده تحلیلگران تکنیکال به شمار میرن. معامله گران با تحلیل و بررسی نمودارهای قیمت هستش که می تونن روند بازار رو شناسایی کنن و اقدام به خرید یا فروش ارز دیجیتال کنن. همه ی نمودار‌های تحلیل تکنیکال با استفاده از داده های قیمتی یکسان تشکیل میشن اما داده ها رو به روش ‌های مختلف نمایش میدن. در نتیجه، هر کدوم انواع مختلفی از تحلیل تکنیکال رو برای کمک به معامله‌گران در تصمیم‌گیری در بازار ارز دیجیتال قرار میدن.
انواع مختلفی از نمودارها برای تحلیل تکنیکال استفاده میشه که در آموزش ارز دیجیتال مورد توجه هستش. ما در این مقاله به معرفی انواع نمودار قیمت در تحلیل تکنیکال می پردازیم. نمودار خطی، نمودار میله‌ای و نمودار شمعی از انواع نمودار قیمتی هستن که مبانی و کاربرد اون ها رو به صورت مختصر توضیح خواهیم داد این مطلب رو از دست ندین. البته برای تسلط کامل به این موضوع توصیه میکنیم آموزش تحلیل پرایس اکشن ما رو مشاهده کنین.

انواع نمودار قیمت در تحلیل تکنیکال

انواع نمودار قیمت در تحلیل تکنیکال

نمودار قیمت، دنباله ای از قیمت های ترسیم شده انواع دارایی مثل ارز دیجیتال در یک بازه ی زمانی خاص تعریف میشه. همونطور که گفتیم نمودار قیمت از مهم ترین ابزار بهترین تحلیل گران بازار ارزهای دیجیتال به حساب میاد که نمایش گرافیکی ساده ای از رفتار قیمت رو ارائه میده. یکی از موضوعاتی که در آموزش تحلیل تکنیکال مورد توجه قرار میگیره، انواع نمودارهایی هستش که تحلیلگران تکنیکال از اون استفاده میکنن. اما قبل از اون بهتره با چند اصطلاح کاربردی که در واقع انواع قیمت هستن، آشنا بشیم:
• قیمت باز شدن (OPEN): اولین قیمتی هستش که در یک بازه ی زمانی معاملاتی بین خریدار و فروشنده معامله میشه.
• قیمت بسته شدن (CLOSE): آخرین قیمتی که در طول روز یا هر بازه ی زمانی معاملاتی در بازار مورد معامله قرار گرفته.
• بالاترین قیمت (HIGH): بالاترین قیمتی هستش که دارایی مورد نظر در طول روز یا هر بازه ی زمانی معاملاتی، مورد معامله قرار گرفته.
• پایین ترین قیمت (LOW): پایین ترین قیمتی که دارایی مورد نظر در طول روز یا هر بازه ی زمانی معاملاتی، مورد معامله قرار گرفته
اکنون که با انواع قیمت آشنا شدین بریم سراغ معرفی انواع نمودار قیمتی در تحلیل تکنیکال:

نمودار خطی

نمودارخطی در تحلیل تکنیکال

نمودار خطی (Line Graph) ساده ترین نوع نمودارهای قیمت در تحلیل تکنیکاله که در اون اطلاعات قیمت ارز دیجیتال یا هر دارایی دیگه ای در محور عمودی و دوره زمانی مربوطه در محور افقی قرار دارن. در این نمودار نقاط قیمت بسته شدن ارز در واحد زمان به صورت یک خط به هم وصل شده و نمایش داده میشه. یعنی اگه نمودار خطی روزانه باشه، از قیمت بسته برای روز و اگه نمودار مثلا ده دقیقه ای باشه، از قیمت بسته هر ده دقیقه معامله نمودار خطی استفاده میشه.
به اعتقاد برخی از تحلیلگران آخرین قیمت در معاملات اهمیت زیادی داره و به همین دلیل برای بررسی تغییرات قیمت ارز دیجیتال از نمودار خطی استفاده می کنن. از نقاط قوتی که این نمودار داره، سادگی نمودار هستش چرا که در نگاه اول دیدگاهی ساده از حرکت قیمت رو در اختیار معامله گر میذاره. همچنین میشه با استفاده از اون عملکرد ارزهای مختلف رو در یک نمودار مورد بررسی قرار داد. از طرفی نمودار خطی به صورت پیش فرض فقط از قیمت بسته شدن استفاده می کنه و قیمت باز، بالاترین و پایین ترین قیمت رو نشون نمیده که این از مهمترین معایب این نوع نمودار به شمار میره.

نمودار میله ای

نمودار میله ای (Bar Charts) که قیمت ‌ها رو در طول بازه ‌های زمانی دلخواه به شکل مستطیل ‌هایی روی محور طول ‌ها (میله ‌ها) نشان میده از دیگر انواع نمودار قیمتیه که در ظاهر شبیه به نمودار خطی هستش با این تفاوت که اطلاعات بیشتری رو در اختیار تحلیلگر قرار میده.
نمودار میله ای، تغییرات قیمت ارز رو در یک روز یا هر بازه ی زمانی که مد نظر هست به صورت میله های عمودی نشون میده. هر میله معمولا قیمت‌ های بازشدن (open)، بالاترین قیمت (high)، پایین‌ترین قمیت (low)و قیمت بسته‌ شدن (close) که به اختصار با حروف اول این واژه ها OHLC نامیده میشه رو برای اون بازه ی زمانی نشان میده. در برخی نمودارها فقط بالاترین، پایین‌ترین قیمت و قیمت بسته‌شدن (HLC) نشان داده میشه.

نمودار میله ای در تحلیل تکنیکال

دو سر ابتدایی و انتهایی میله، بالاترین و پایین ترین قیمت ارز در اون بازه ی زمانی رو تشکیل میده. قیمت باز شدن به صورت یه خط افقی سمت چپ میله و قیمت بسته شدن با یه خط افقی در سمت راست میله نشون داده میشن.
یکی از مزایای مهمی که نمودار میله ای نسبت به نمودار خطی داره اینه که این چارت ها علاوه بر قیمت دارایی، نوسان قیمت رو هم منعکس می کنن. در واقع هر گاه قیمت بسته شدن سهم بیشتر از قیمت باز شدن اون باشه یعنی خط افقی سمت راست بالاتر از خط سمت چپ باشه این معنی رو می رسونه که سهم در اون بازه ی زمانی، افزایش قیمت داشته و صعودی بوده. زمانی هم که قیمت باز شدن دارایی بیشتر از قیمت بسته شدن اون باشه و خط سمت چپ بالاتر از خط سمت راست باشه به این معنیه که قیمت دارایی در اون بازه ی زمانی کاهش داشته و نزولی بوده.
نمودارهای میله‌ ای به معامله‌گران اجازه میدن روندها، نقاط احتمالی برای معکوس شدن روند و حرکات قیمت/نوسانات رو زیر نظر داشته باشن. میله های عمودی بلندتر نشون دهنده ی تفاوت زیاد بین بالاترین و پایین ترین قیمت سهم هستش که نشون دهنده ی نوسانات شدیدتر قیمت نسبت به میله های کم ارتفاع در بازه ی زمانی مد نظره.
نمودارهای میله ‌ای ممکنه توسط رنگ‌ ها نشانه‌گذاری شده باشن. اگه قیمت بسته بالاتر از قیمت باز باشه ممکنه میله به رنگ سیاه یا سبز و اگه قیمت بسته پایینتر از قیمت باز باشه ممکنه میله به رنگ قرمز نشانه گذاری بشه.

نمودارهای شمعی (کندل استیک)

در ادامه ی مقاله ی " انواع نمودار های قیمت در تحلیل تکنیکال کدامند؟" نوبت به معرفی یکی از نمودارهایی رسید که بین تحلیلگران از محبوبیت بیشتری برخورداره و اون نمودار شمعی یا کندل استیک هستش. این نمودار همون اطلاعات نمودار میله ای رو به شکل بسیار ساده و قابل فهم نشون میده. نمودار شمعی خصوصیات نمودارهای OHLC رو داره که در بالا توضیح دادیم. تنها نقطه ی تفاوت اون با نمودار میله ای در نحوه ی نمایش هر تایم فریم هستش. تریدرها در بازار ارز دیجیتال برای راحتی کار و تفسیر آسونتر معمولا نمودار شمعی رو جایگزین نمودار میله ای می کنن.

نمودار شمعی در تحلیل تکنیکال

هر شمع یا کندل (Candle) از سه قسمت تشکیل شده: سایه ی بالایی، سایه ی پایینی و بدنه. رنگ بدنه ی همه ی کندل استیک های این نمودار سبز یا قرمز هستن که نشون دهنده بخشی از یه دوره زمانی هستش. در هر کندل چهار نقطه ی قیمت باز، قیمت بسته، قیمت بالایی و قیمت پایینی وجود داره. داده‌ های کندل استیک معاملات انجام شده در بازه ی زمانی خاص رو خلاصه می‌کنه به عنوان مثال یک شمع ده دقیقه‌ای نشان‌دهنده کل داده ‌های معاملاتی طی اون ده دقیقه هستش.
نحوه ی نمایش قیمت ‌ها در نمودار شمعی،‌ این امکان رو برای تحلیل‌گران فراهم کرده که به راحتی رابطه ی بین بالاترین و پایین‌ترین، باز شدن و بسته شدن قیمت دارایی رو متوجه شده و درک کنن. قیمت باز مربوط به اولین معامله در یک دوره ی زمانی خاص و قیمت بسته مربوط به آخرین معامله طی اون دوره ست. این دو بخش بدنه ی شمع در نظر گرفته میشن. به همین ترتیب قیمت بالایی مربوط به بالاترین قیمت معامله و قیمت پایینی مربوط به پایین‌ترین قیمت معامله در اون دوره هستش.
در نمودار کندل استیک، خطی از بالای بدنه هر شمع تا بالاترین قیمت کشیده میشه که به اون سایه، دم یا فیتیله میگن. پایین شمع سایه ی پایینی یا دم پایینی ست که با یک خط عمودی به سایه بالایی وصل میشه. اگه قیمت بسته بالاتر از قیمت باز باشه، بدنه سبز رنگ نشون داده میشه که نشون دهنده ی سود خالص هستش (کندل صعودی). اگه قیمت باز بالاتر از قیمت بسته باشه، بدنه قرمز رنگ داره و از کاهش قیمت خبر میده (کندل نزولی).
هر یک از نمودارهای کندل استیک داستانی از رویارویی گاوها و خرس‌ ها، عرضه و تقاضا، ترس و طمع رو روایت می‌کنن. به عنوان معامله‌گر باید در نظر داشته باشین که الگوهای شمع باید بر اساس داده‌ های قبلی و بعدی تائید بشن. این الگوها تمایل به تکرار شدن به صورت دائم دارن و از اوجایی که دلیل رنگی بودن بدنه این نمودار تا حد زیادی احساسات معامله‌گر رو تحریک می کنه، ترکیب این نمودارهای تحلیل تکنیکال با سایر شاخص ‌ها بهترین نتیجه رو خواهد داشت.

جمع بندی

ما در این مقاله با عنوان " انواع نمودار های قیمت در تحلیل تکنیکال کدامند؟" سه نمودار پر کاربرد در تحلیل تکنیکال رو معرفی کردیم: نمودار خطی، نمودار میله ای و نمودار شمعی یا کندل استیک. با استفاده از این نمودارها یک تحلیلگر میتونه روند بازار رو شناسایی کرده و پیش بینی مطمئن تری از روند آینده قیمت داشته باشه.

مزایا و معایب انواع تحلیل Technical

Online Telegram Support

تکنولوژی نرم‌افزاری بورس اوراق بهادار
چارت قیمتی سهام، طلا، آتی، نقدی، شاخصها
توسط متاتریدر با نام پایلوت رسا

  • صفحه اصلی
  • آموزش
    • تحلیل فنی
      • سرفصل تحلیل فنی ١
      • سرفصل تحلیل فنی ٢
      • سرفصل تحلیل بنیادی ١
      • سرفصل تحلیل بنیادی ٢
      • سرفصل مهندسی زمان_قیمت
      • کارگاه آموزشی زمان_قیمت
      • سرفصل الگوی جامع هارمونیک
      • کارگاه آموزشی الگوی جامع
      • سرفصل سرمایه‌گذاری ١
      • سرفصل سرمایه‌گذاری ٢
      • سرفصل مدیریت تحلیلی
      • کارگاه آموزش عمومی و تخصصی حضوری
      • کارگاه های آموزش برخط (آنلاین)
      • ثبت نام پایلوت رسا
      • ورود به کنترل پانل کاربری
      • فراموشی یا تغییر رمز عبور
      • نام نویسی کلاسهای آموزشی
      • لینک عضویت در ربات تلگرامی رسا
      • سوالات متداول

      سرفصل دوره آموزش تحلیل تکنیکال(فنی) ١ "مقدماتی"

      Technical Analysis in Financial (Primary)

      • فصل اول: معرفی نرم افزار پایلوت رسا (متاتریدر)

      معرفی و مقدمات کار با نرم افزار پایلوت

      مفاهیم مربوط به ارزش هر پیپ و لات معاملاتی و شروع کار با منوهای نرم افزار

      توضیح نوار ابزار

      خطوط گرایش (Line Studies)

      پنجره پایانه (Terminal)

      پنجره نمایش قیمت (Market Watch)

      بررسی انواع نمودارها

      نمودار شمعی (Candle Stick Chart)
      نمودار خطی (Line Chart)
      نمودار میله‌ای (Bar Chart)

      بررسی روشهای سفارش خرید و فروش

      سفارشات آنی (Instant & Market)
      سفارشات مشروط
      حد ضرر دنبال کننده (Trailing Stop)

      • فصل دوم: تحلیل هندسی Geometric Analysis

      اساس تحلیل تکنیکال
      روندها (Trends)
      سطوح حمایت و مقاومت (Support & Resistance)
      کانال قیمت (Price Channel)

      • فصل سوم: تحلیل آماری Statistical Analysis

      آمار و جامعه آماری

      پراکندگی و انواع آن

      تعریف میانگین متحرک ، باندهای بولینگر

      میانگین متحرک Moving Average
      میانگین متحرک ساده SMA
      میانگین متحرک نمایی EMA
      کدام میانگین بهتر است SMA یا EMA
      نشانگر تعقیب‌کننده گرایش قیمت
      کاربرد میانگینهای متحرک
      انتخاب دوره میانگین متحرک
      تایید گرایش و نواحی معاملاتی
      تشخیص نواحی مقاومت
      حرکت دندان اره‌ای Whipsaw
      Moving Average Convergence Divergence
      همگرایی و واگرایی میانگین متحرک MACD
      کاربرد MACD
      واگرایی Divergence
      تقاطع میانگین متحرک
      گذر از خط میانی
      مزایا و معایب MACD
      نتیجه‌گیری

      • فصل چهارم: الگوهای کلاسیک بازار Classic Patterns

      سقف دوقلو Double Top

      کف دوقلو Double Bottom

      سقف سه‌قلو Triple Top
      کف سه‌قلو Triple Bottom
      مستطیل Rectangle
      سر و شانه Head & Shoulder's
      پرچم Flag
      مثلث افزایشی Ascending Triangle
      مثلث کاهشی Descending Triangle
      گوه نزولی Falling Wedge
      گوه صعودی Rising Wedge
      مثلث متقارن Symmetrical
      فنجان و دسته Cup with Hand
      ضربه و گریز Bump & Run

      • فصل پنجم: الگوهای شمعی Candlesticks

      سنجاقک Dragon Fly
      سنگ قبر Grave Stone
      ماریبوزو Marubozu
      مرد به دار آویخته Hanging Man
      چکش Hammer Line
      چکش وارونه Inverted Hammer
      باردار Harami
      پیرسینگ لاین Piercing Line
      ابر سیاه Black Cloud
      فرورفتگی Engulfing
      سه کلاغ سیاه Tree Black Crows
      سه سرباز سفید Three White Soldiers

      شکاف Gap
      شکاف ناقص Partial Gap

      شکاف کامل Full Gap
      شهاب Shooting Star
      ستاره صبحگاهی Morning Star

      محاسبات کندلی Candle Calculations

      ارتباط عدد فی و سری فیبوناچی در بازارهای مالی
      فیبوناچی ریتریسمنت Fibonacci Retracement
      فیبوناچی بادبزن Fibonacci Fan
      فیبوناچی تایم زون Fibonacci Time Zone
      فیبوناچی کمانی Fibonacci Arcs
      فیبوناچی انبساطی Fibonacci Expansion (آشنایی)

      • فصل هفتم: آشنایی با امواج الیوت Elliott Waves

      آشنایی با امواج الیوت

      نحوه شناسایی امواج الیوت

      آشنایی با چگونگی موج شماری الیوت

      موجهای رفت (اصلی) و برگشتی

      آشنایی با زمانبندی و نحوه تشخیص دوره های الیوتی Time Cycles

      آشنایی با روش مهندسی ویزه شامل برآورد و تحلیل امواج بازار و خطا یابی Octavian and Calibration

      توضیح: در دوره های پیشرفته با مهندسی زمان و ابعاد این امواج در دو بعد زمان و قیمت و ترکیبی زمان_ قیمت و کاربردهای آن بیشتر آشنا خواهیم شد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.